سحابی: حمله آمریکا شدیدتر از حمله مغول
در مراسمی که روز دوشنبه به مناسبت فراخوان تشکیل "شورای ملی صلح" در تهران برگزار شد، عزتالله سحابی، از فعالان ملی – مذهبی نیز حضور یافت و برای حضار سخنرانی کرد.
به گزارش راديو زمانه، عزت الله سحابی با بیان این که در فضای جهانی، ناقوس جنگ نواخته میشود، گفت: "اقدامات جناح راست افراطی و منازعه جویی داخلی نیز در تحریک این فضای جهانی و مخصوصاً تحریک دولت آمریکا مشهود است."
عزت الله سحابی مسئله موجودیت ملت و کشور ایران را در این مقطع مهم ارزیابی کرد و گفت: "هر ایرانی وطن دوست فارغ از هرگونه گرایش سیاسی و عقیدتی دلش به تپش در می آید که آینده چه خواهد شد."
سحابی همچنین گفت در صورت وقوع جنگ "فشارها بر نیروهای داخلی افزایش مییابد. عزت الله سحابی با اشاره به سخنان مسئولان ایرانی که موضوع جنگ آمریکا علیه ایران را یک جنگ روانی و تبلیغاتی میدانند، گفت : "دولت آمریکا که داعیه رهبری جهان را دارد و منافع امنیتی خود را گسترش داده است این همه هزینه را برای چه انجام می دهد؟"
او با طرح این موضوع که "اگر دولت آمریکا امتیازات اساسی از دولت ایران نگیرد این جنگ را متوقف نخواهد کرد"، گفت: "اگر حمله نظامی صورت نگیرد تحریمهای احتمالی توان اقتصادی و به تبع آن مسائل حیاتی و دفاعی را بشدت تحت مخاطره قرار می دهد. "
این فعال ملی- مذهبی در سخنان خود حمله احتمالی ایالاتمتحده را از حمله مغول شدیدتر ارزیابی کرد؛ چراکه به گفته وی " در حمله مغول تجزیه ایران اتفاق نیفتاد ولی امروز در برابر خطر تجزیه قرار داریم ."
سحابی در ادامه بر لزوم یک حرکت همه جانبه فراگیر بدون توجه به تفاوتها وتمایزها تاکید کرد تا اشاعه آن به یک حرکت جهانی تبدیل شود.
نوشته شده توسط سید امیر سعیدی در چهارشنبه سی ام آبان 1386
ساعت موضوع |
لینک ثابت
پرداخت ماهیانه 200 دلار به هر پير دختر در عربستان !
یکی از مشکلات اجتماعی که امروزه در کشور ما کمتر به ان پرداخته شده است مشکل افزایش زنان بیوه و خصوصا افزایش بی سابقه دخترانی است که از مرز سی سالگی گذشته اند وهنوز به خانه بخت نرفته اند .در این باب دلایل متعددی از سوی مراجع ذی صلاح ذکر شده که از جمله می توان به افزایش مرگ ومیر جنس مذکر در گذشته خصوصا در پی هشت سال جنک تحمیلی که باعث از دست رفتن جوانان بسیاری از این مرزو بوم در دفاع مقدس شد و در حال حاضر هم مواردی چون افزایش سطح تحصیلات دختران که به تبع خود باعث افزایش فاصله سنی ازدواج و موارد از قبیل افزایش سطح توقعات دختران وعدم استطاعت مالی پسران جوان برای پرداخت مهریه های سنگین و هزینه های کمر شکن ازدواج و همه وهمه که بسیاری بر این حقیر نا معلوم است دست به دست هم داده اند واین پدیده را موجب شده اند. که البته صرف نظر از اینکه به چه دلایلی ما شاهد رشد این روند در کشور هستیم امیدوار هستم مسئولان فکری برای این معضل بکنند زیرا از نظر اجتماعی تاثیر زیادی بر امنیت روانی جامعه خواهد گذاشت .ظاهرا این مشکل چندی است که گریبانگیر کشور مسلمان همسایه عربستان سعودی هم شده است . جالب است بدانید که انها برای حل این معضل چه راههایی را پیشنهاد کرده اند.
به گزارش شیعه نیوز، پدیده پیر دختری کشور عربستان را با مشکل مواجه کرده و اسباب نگرانی خانواده ها و حکومت عربستان را فراهم کرده است.
ظاهراً عربستان دارای ۱۶ تا ۱۸ میلون جمعیت بومی است که اگر ۷ میلیون کارگر خارجی را که در بازار و منازل آنان به عنوان راننده و خدمتکار مشغول به کار هستند، اضافه کنیم، جمعیت آنان به ۲۴ میلیون یا کمی بیشتر می رسد. اما آمارهای غیررسمی حاکی است که از میان این جمعیت ۱۶ میلیونی بومی، در حدود یک و نیم میلیون نفر یا به عبارتی یک میلیون و هفتصد هزار نفر از دختران سعودی از سن ۳۰ سال گذشته و به آنها عانسه یا پیر دختر میگویند.
نگرانی خانوادهها، حکومت و نهادهای مذهبی از پدیده پیردختری در این کشور همه را به تکاپو برای رفع این معضل انداخته و راه هایی را برای آن مطرح کرده اند، اولین راه حل خلق یک نوع ازدواج موقت بنام ازدواج مسیار است که در این نوع ازدواج، دخترانی که سن آنها از سن ازدواج گذشته است، راضی می شوند تا به ازدواج یک مرد دیگر در آیند بدین صورت که در خانه پدر مانده، ولی داماد که مردهای ۲۰ تا ۵۰ یا ۶۰ ساله را شامل میشود، میتواند بدون پرداخت مهریه با دختر ازدواج کرده و به منزل دختر رفت و آمد کند.
در این نوع ازدواج مرد فارغ از پرداخت مهریه (نفقه) و تآمین مسکن و غذا با اجازه والدین و خود دختر با وی ازدواج میکند.
دومین راه حل که ظاهرا در کویت هم اجرا شده به این ترتیب است که برخی زنان البته به غیر از زنان سنتی و مذهبی در خانوادههای کویتی، دختران را به عقد شوهرانشان در میآورند تا کمکی به رفع این نگرانی کرده باشند.
سومین راه حلی که توسط دولت عربستان مطرح شده، پرداخت مبلغ 200 دلار ماهیانه به هر پیردختر عنوان شده است.
این راه حل در کابینه دولت عربستان به صورت قانونی تصویب شده است و به موجب آن اداره تأمین اجتماعی به هر پیردختر عربستانی مبلغ ۷۸۳ ریال معادل کمی بیش از ۲۰۰ دلار به صورت ماهانه خواهد داد.
البته بسیاری از روزنامهها این قانون را مورد حمله قرار دادند و گفتند که آیا مشکل پیردختری یا عنوست، اقتصادی است و این که چرا ۷۸۳ ریال را تصویب کردند و آیا این قشر از اجتماع مستحق شدهاند و مثل گداها باید به آنان زکات پرداخت کرد.
این گزارش میافزاید این طرحها مورد بررسی قرار گرفته، اما تاکنون به دلیل فراهم نبودن زمینه ها و شرایط افکار عمومی راه حلها نتوانسته پاسخگوی این نگرانی خانوادهها شود.
نوشته شده توسط سید امیر سعیدی در سه شنبه بیست و نهم آبان 1386
ساعت موضوع |
لینک ثابت
كروبي: نامزد رياستجمهوري ميشوم، حتي اگر خاتمي بيايد
دبير کل حزب اعتماد ملي گفت: اگر قرار باشد در انتخابات آينده رياستجمهوري شرکت کنم، کاري به رقبا ندارم، من از رقابت خوشم ميآيد.
به گزارش مهر، مهدي کروبي در حاشيه برگزاري دومين مجمع عمومي مجالس آسيايي در جمع خبرنگاران در پاسخ به اين سؤال که چرا اصلاحطلبان ائتلاف واحد تشکيل نميدهند، گفت: علت اساسي اين است که نگرشهاي متفاوت است و گرنه در 2-3 انتخابات گذشته اختلاف پيدا نميکردند.
وي افزود: وقتي بينشها آنقدر متفاوت باشد که گروهي تشويق به شرکت در انتخابات کنند و گروهي مردم را به عدم شرکت در انتخابات بخوانند، شکاف ايجاد ميشود. اين شکاف هنوز وجود دارد. اختلاف نظرها همچنان وجود دارد و اين مسئله در هر دو گروه راست و چپ ديده ميشود.
کروبي در پاسخ به اين سؤال که گفته ميشود شما ليدر اصلاحات هستيد، گفت: من رهبر اصلاحات نيستم، عضو کوچکي از مجموعه اصلاحطلبان هستم.
وي در پاسخ به سؤال ديگري مبني بر اينکه گفته ميشود مجمع روحانيون مبارز پس از خروج شما از اين مجموعه از وزنه سياسي اش کاسته شده است تصريح کرد: از اين موضوع اطلاعي ندارم بزرگان در اين مجموعه هستند.
کروبي گفت: اولين انتخابات جدي مجمع پس از خروج من از اين گروه، مجلس هشتم است و نقش آفريني آنها نشانه وزن سياسي آنها خواهد بود و اميدوارم که در مجمع روحانيون مبارز گسستگي نباشد.
کروبي با بيان اينکه اميدوار است انتخابات آتي مجلس با شکوه و به خوبي برگزار شود، اظهار داشت: با توجه به حساسيت و توجهي که رهبر معظم انقلاب درباره بررسي صلاحيت داوطلبانه دارند انتظار ميرود که موضوع بررسي صلاحيتها نيز با مشکلي روبرو نشود.
کروبي درباره انتخابات مجلس هشتم نيز اظهار داشت: اکنون نميتوان در اين باره اظهار نظر کرد اما انتظار ميرود يک گرايش خاص، اکثريت قاطع مجلس را در دست نداشته باشد و فراکسيونهاي متعددي در مجلس هشتم شکل بگيرد.
دبيرکل اعتماد ملي پيش بيني کرد در مجلس هشتم چهرههاي جديد و خوب روي کار آيند.
وي در پاسخ به سؤالي، گزارش البرادعي درباره فعاليتهاي هسته اي ايران را مثبت ارزيابي کرد و افزود: اين گزارش منصفانه و مثبت از فعاليتهاي صلح آميز هسته اي ايران بود انتظار ميرود که آمريکا و ساير همدستانش که در پشت قطعنامههاي شوراي امنيت هستند به اين گزارش توجه کنند و قطعنامه جديدي عليه کشورمان صادر نشود.
کروبي در بخش ديگري از سخنان خود در مورد وجود ليست واحد در ميان اصلاحطلبان نيز گفت: گرچه اصلاحطلبان به ليست واحدي در انتخابات نميرسند اما اکثريت قاطع ليستهاي آنان به ويژه در شهرستانها يکي خواهد بود، حضور مردم در انتخابات، بررسي صلاحيت داوطلبان و صيانت از آراي مردم سه مسئله مهم در انتخابات آتي مجلس است.
دبير کل اعتماد ملي در ادامه با بيان اينکه اختلافات زماني آغاز ميشود که صحبت از غنايم و جايگاه در ميان باشد، تصريح کرد: سفره اي که خالي است سر آن دعوا نميشود و ميبينيد وقتي ثروتمندي ميميرد ورثه بر سر ارث و ميراث دعواي بيشتري دارند.
وي گفت: اصلاحطلبان چيزي براي دعوا کردن ندارند.
کروبي در مورد حضور خاتمي در انتخابات مجلس نيز خاطر نشان کرد: ما آقاي خاتمي را براي مجلس پيشنهاد نکرده ايم اما اگر بيايد خواهيم گفت که ايشان براي ما عزيز است و در راس ليست اعتماد ملي قرار خواهد گرفت.
وي در عين حال گفت: اعتماد ملي پيشنهادي براي حضور خاتمي در انتخابات نداده است.
کروبي در پاسخ به اين سؤال که گفته ميشود اعتماد ملي خواهان حضور خاتمي در انتخابات مجلس است تا وي در انتخابات رياست جمهوري حضور نيابد ، گفت: اظهار نظر درباره انتخابات رياست جمهوري آينده بسيار زود است. اگر بنا باشد در انتخابات آينده رياست جمهوري حضور پيدا کنم، کاري به رقيب ندارم.
کروبي تاکيد کرد:هاشمي از خاتمي ريشه دار تر بود اما من در انتخابات شرکت کردم، از رقابت خوشم ميآيد.
وي در پاسخ به سؤالي گفتد: از فضا سازي گروههايي که سعي دارند طرفداران يک فرد يا گروه را کم کنند، نظير آنچه مشارکت، سازمان مجاهدين کارگزاران در انتخابات گذشته کرد، بيزارم.
کروبي تصريح کرد: برخي گروهها شبانه با افراد و تشکلها تماس ميگرفتند و ميخواستند که آنها را از هواداري و طرفداري يک گروه ديگر منصرف کنند، اين کارها خلاف اخلاق و سياست و جوانمردي است.
نوشته شده توسط سید امیر سعیدی در دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386
ساعت موضوع |
لینک ثابت
من مي نويسم پس من هستم.
دكارت جمله معرفي دارد كه ميگفت : من مي انديشم پس من هستم .
كثيري از دوستان برسم دوستي نظر دادندو دارند وبه نوعي هم قسم شده اند تا مرا از كنج عزلت بيرون كشند تا در اين هواي سرد پاييزي با اين پاي افزار كهنه ونمور با قباي كم دانشي و كم كوششي كه با من خانه زاد شده است . سر از لاك عافيت طلبي وعاقبت انديشي خود كه البته نه از خدا كه از خلق وخلايق در هراس بوده ام بقول مولانا تشت خود از بام بر افشانيم ودر كوي وبرزن به جهت نان ونام شهره افاقم شويم و ملعبه كودكان گرديم ..غرض دوستان انكه چرا تو سر جيب خويش داري واز پوسته بيرون نيايي كه در درون چه داري؟ و مشق نانوشته را نتوان صحت وسقم ان بر شمرد و قس علي هذا كه اگر باز گويم مطلب به درازا رود واز حوصله شما هم بيرون باشد .الغرض توصيه نمودند كه من بعد از درج اخبار در وبلاگم بپرهيزم وبيشتر افاضه نمايم كه اين اگرچه مرا سخت ناخوش ايد خصوصا اينك كه ناخوش احوال هم هستم .اما براي اينكه رسم ملاطفت به كنار ننهاده باشم سعي مي كنم از عادت مالوف خود دست شسته واز اين پس هم بقدر سطري يا پاراگرافي يا بند ي وصفحه اي هم شده به غيبت اين وان بنشينيم مطالبي را رقمي نمايم كه البته مي دانم سخت برخي دوستان را خوش ايد ودشمنان را بر افروزد وبرافزايد به اين اميد كه نصيحت ناصاحان د ر گوش همه كارگر رود علي الخصوص در گوش دوستان. اميد دارم كه همه بازديد كنندگان از اين وبلاگ مرا در اين راه حمايت وهدايت كنند واخباري را كه لازم ميدانند ما از ان مطلع گرديم به ما هم برسانند تا چشم ودل ما باز شده چشم وگوش بسته مجيز نبافيم .در رابطه با ان دوستاني كه از خواندن مطالب ما سخت دل ناگران خواهند شد پيشاپيش عذر مي خواهيم و همچنين جلو جلو عذر تقصير پيش خداي اوريم اگر قدر قلمي را كه به دست ما نهاده بجاي نتوانيم اورد. ن والقلم وما يسطرون
نوشته شده توسط سید امیر سعیدی در شنبه بیست و ششم آبان 1386
ساعت موضوع |
لینک ثابت
مرگ مشکوک پزشک جوان را پیگیری کنید.
در چند روز گذشته خبر خودکشی یا مرگ مشکوک دانشجوی پزشکی که در همدان در پی یک بازداشت ساده به فاجعه ای انسانی مبدل شد حتما در خبرها وسایتها خوانده وشنیده اید.اینک بات خبر شدیم که به دنبال مرگ مشکوک یک پزشک جوان در یکی از بازداشتگاههای شهر همدان، مجمع نمایندگان ادوار مجلس با صدور نامهای به هاشمی شاهرودی، رییس قوه قضائیه، خواستار تشکیل هیئت ویژهای برای پیگیری این حادثه شد. که بسیار امیدوارم به روشن شدن مسئله کمک نماید. وعاملان خودسر این حادثه دلخراش معرفی ومجازات شوند.
متن کامل نامه ارسال شده به شرح زیر است:
حضرت آیتالله هاشمی شاهرودی
ریاست محترم قوه قضائیه
با سلام و احترام، همانگونه که در رسانهها منعکس گردید خانم زهرا بنییعقوب متولد 25 مهر 1359 پزشک عمومی فارغالتحصیل از دانشگاه تهران که در حال گذراندن طرح خود در همدان بوده، در تاریخ 20مهر 1386 در یکی از اماکن عمومی آن شهر به اتهام همراه بودن با جوانی به نام حمید دستگیر و 48 ساعت بعد جسد نام برده تحویل خانوادهاش میگردد.
بر اساس اطلاعاتی که از سوی خانواده و افراد مطلع به وکیل متوفی و مراجع ذیربط گزارش شده مشارالیه فردی مذهبی و مقید به رعایت پوشش اسلامی بوده است و پدر ایشان نیز از زندانیان سیاسی قبل از پیروزی انقلاب بوده است.
لازم به ذکر است که متوفی بر اساس مقررات قانونی میتوانسته از حق آزاده بودن پدرش طرح را در تهران بگذراند اما به دلیل علاقمندی به خدمت در مناطق دور از پایتخت، همدان را انتخاب مینماید.
جالب توجه است فرد همراه وی، «حمید»، که هویتش نیز کاملا مشخص میباشد در رابطه با این قضیه بازداشت نشده است.
بازداشت خانم زهرا بنییعقوب یک روز قبل از عید فطر انجام گرفته و محل بازداشت ستاد امر به معروف و نهی از منکر بسیج بوده و محلی هم که ادعا شده متوفی در آن خودکشی کرده راهروی طبقه دوم آن ستاد و زمان آن ساعت 21 مورخ 21مهر 86 (روز عید سعید فطر) و معاینه جسد ساعت 9صبح روز یکشنبه مورخ 22 مهر 86 صورت گرفته است.
بر اساس اطلاعات فوق ابهامات زیادی در اذهان شهروندان شکل گرفته که به مواردی از آن در ذیل اشاره میشود:
1- جرم متهم چه بوده که شدیدترین اقدامات امنیتی با قید بازداشت در مورد او به اجرا در آمده است؟
2- آیا اتهام انتسابی به وی با شخصیت تصویر شده از او منطبق بوده است؟
3- اگر جرم او در حد بازداشت بوده چرا شریک جرم او یعنی حمید بازداشت نگردیده است؟
4- آیا اداره اماکن نیروی انتظامی آنهم در مرکز یک استان متولی تعقیب جرائم مشهود است یا بسیج؟
5- آیا نگهداری متهم در ستاد امر به معروف و نهی از منکر بسیج قانونی بوده و اگر هم قانونی بوده و در صورت صحیح بودن ادعای خودکشی مشارالیه چرا میبایستی ابزار خودکشی در اختیار ایشان بوده باشد و چرا از وی نگهداری و مواظبت نمیشده و اگر درست باشد که خودکشی در راهرو صورت گرفته باشد دیگر فاجعه سنگینتر است.
6- آیا نگهداری متهم با دستور مقام قضایی صورت گرفته؟
7- ادعا شده که متهم ساعت 21 در راهرو ستاد امر به معروف و نهی از منکر، نه در اتاق بازداشت آنهم به وسیله پارچه تبلیغاتی خود را حلقآویز نموده و کسی هم متوجه نشده است. آیا این موضوع قابل باور است؟
8- آیا فاصله فوت تا معاینه جسد آنهم در شهر همدان و نه روستاهای دور افتاده باید 12ساعت طول بکشد؟
9- آیا اصلا چنین اقدامی از سوی یک خانم تحصیلکرده که بعد از بازداشت بنا به اظهارات خانواده که با آنها تماس تلفنی داشته و کاملا طبیعی به نظر میآمده، قابل پذیرش است؟
و سوالات مختلف دیگری که در این خصوص قابل طرح میباشد.
صرف نظر از اینکه مرگ در اثر خودکشی بوده و یا امر دیگری، قطعا تخلفات محرزی صورت گرفته و حضرتعالی به عنوان رییس قوه قضائیه مسئولیت خطیری به عهده دارید و لازم است دستور فرمایید موضوع به وسیله هیات ویژهای مورد رسیدگی دقیق قرار گیرد.
مگر نه این است که مهمترین مسئولیتی که حکومتها بر عهده دارند تامین امنیت برای شهروندان میباشد؟ آیا بروز چنین حوادثی با رسالت حکومتها آن هم در نظام اسلامی در تعارض آشکار نمیباشد؟
مگر نه این است که حضرت علی فرمود: اگر به خاطر تعرض به یک زن یهودی که در پناه حکومت اسلامی بوده و صرفا خلخال از پای او بیرون آوردهاند، مسلمانان دقمرگ شوند قابل ملامت نیست.
حال چگونه باید تحمل کرد که در عصر حاکمیت خرد و اندیشه و در شهر بوعلیسینا و در پناه نظام جمهوری اسلامی یک خانم پزشک 27ساله به چنین سرنوشت وحشتناکی دچار شود؟
آیا دیگر شهروندان که فرزندانشان به دلیل تحصیل، اشتغال و دلایل دیگر از خانه و کاشانه خود بیرون میروند با چه دغدغه خاطر و نگرانیهای روحی و روانی باید دست و پنجه نرم کنند؟
عموم مردم با مواضع جنابعالی در این خصوص و صدور بخشنامه رعایت حقوق شهروندی که در تاریخ 20 فروردین 1383 صورت گرفته و سپس توسط مجلس شورای اسلامی در تاریخ 15 اردیبهشت 1386 تحت عنوان احترام به آزادیهای مشروع و حفظ حقوق شهروندی به منظور جلوگیری از اقدامات خودسرانه مراجع ذیربط در زمینه کشف جرایم به قانون تبدیل شد آشنایی دارند.
آنچه در این قضیه و موارد مشابه روا داشته شده در مغایرت آشکار با قانون یاد شده میباشد که به بندهای 4،2،1 و 5 این قانون اشاره میکنیم تا مشخص شود که برخورد صورت گرفته با دختر تحصیلکرده مسلمان این مرز و بوم، آن هم در عید بزرگ مسلمانان با هیچ عقل، منطق و قانونی سازگار نیست:
بند ١: كشف و تعقیب جرایم و اجرای تحقیقات و صدور قرارهای تامین و بازداشت موقت میباید مبتنی بر رعایت قوانین و یا حكم و دستور قضایی مشخص و شفاف صورت گیرد و از اعمال هرگونه سلیقهی شخصی و سوءاستفاده از قدرت و یا اعمال هرگونه خشونت غیرقانونی و یا بازداشتهای اضافی و بدون ضرورت اجتناب شود.
بند ٢: اصل بر برائت متهم بوده و هركس حق دارد در پناه قانون از امنیت لازم برخوردار باشد.
بند ٤: با دادخواهان و اشخاص در مظان اتهام و مرتكبان جرایم و مطلعان از وقایع و كلا در اجرای وظایف محوله و برخورد با مردم لازم است اخلاق و موازین اسلامی كاملا مراعات گردد.
بند ٥: اصل منع دستگیری و بازداشت افراد ایجاب مینماید كه در موارد ضروری نیز حكم به ترتیبی باشد كه در قانون معین گردیده است و ظرف مهلت مقرر به مراجع صالحه قضایی ارسال شود و حتیالامكان خانواده دستگیرشدگان در جریان قرار گیرند.
مجمع نمایندگان ادوار كه از جمع چندصد نفری از نمایندگان این ملت در ادوار هفتگانه مجلس شورای اسلامی تشكیل شده است بنا به تكلیفی كه در هر زمان برای دفاع از حقوق شهروندی برای خود قائل است از حضرتعالی انتظار دارد كه با حساسیت خاص نسبت به این مورد و موارد دیگری كه شائبه تضییع حقوق شهروندی در آن هست مانند صدور برخی احكام برای دانشجویان و چهرههای سیاسی، صدور احكام زندان برای دانشجویان دانشگاه امیركبیر و اجرای حكم زندان برای عمادالدین باقی، صدور حكم ٣٠ ماه حبس برای دلارام علی برخورد كنید و اجازه ندهید با برخی اقدامات در عرصهی داخلی، تصویر نادرستی از اسلام و احكام آن در ذهنها نقش بندد.
با تشکر و سپاس از توجهی که خواهید فرمود.
نوشته شده توسط سید امیر سعیدی در پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386
ساعت موضوع |
لینک ثابت
رضا خاتمي: احمدينژاد سطح رياستجمهوري را پايين آورد
وي در پاسخ به سوالي درباره احتمال شرکت حزب اعتمادملي در ائتلاف اصلاحطلبان گفت: اصلاحطلبان در اکثر مناطق فهرست مشترکي با اعتماد ملي خواهند داشت. ما با اعتماد ملي اختلاف اساسي نداريم و در اکثر موارد ميتوانيم ائتلاف کنيم؛ البته اگر آقاي کروبي بخواهد.
«سيد محمدرضا خاتمي» دبير كل سابق جبهه مشاركت ايران اسلامي و مدير مسئول ماهنامه «آيين» روز جمعه با حضور در غرفه اين نشريه در نمايشگاه مطبوعات به سوالات بازديدكنندگان در مورد انتخابات مجلس، جايگاه خاتمي در جبهه اصلاحات، شرايط جبهه مشاركت ايران اسلامي براي حضور در انتخابات و... پاسخ داد.
به نوشته سايت نوروز، محمدرضا خاتمي در پاسخ به سوالات بازديدکنندگان درباره احتمال نامزدي سيد محمد خاتمي در انتخابات آتي مجلس شوراي اسلامي گفت: «آقاي خاتمي تمايلي به اين کار ندارد. بعد از اتمام دوره رياست جمهوري، دهها پيشنهاد به او شد، ولي هيچکدام را قبول نکرد». وي در عين حال نسبت به شرايط آينده کشور و احتمال نامزدي آقاي خاتمي در انتخابات بعدي ابراز بياطلاعي کرد.
عضو شوراي مرکزي جبهه مشارکت در جواب به اين سوال که «آيا خاتمي قصد ندارد در اين زمينه به خواسته مردم پاسخ مثبت دهد؟»، گفت: مردم لطف دارند اما در مورد انتخابات مجلس شوراي اسلامي ايشان موافقت نکردند.
يکي از بازديدکنندگان نمايشگاه مطبوعات گفت: اصلاحات به خاطر خاتمي آبرو و هزينه داد. اما خاتمي در مقابل گفت که «صداي پاي دشمن را از اردوگاه اصلاحطلبان ميشنوم». آيا اين کار درست بود؟
مديرمسئول ماهنامه آيين پاسخ داد: اصلاحات طيف وسيعي بود.
بازديدکنندهاي ديگر سخنان محمدرضا خاتمي را قطع کرد و گفت: شما هم جزو اصلاحات بوديد.
خاتمي گفت: ما که سخن ايشان را به خود نگرفتيم! وانگهي، آقاي خاتمي هيچ وقت گلايه شخصي نداشت. از اين لحاط تحمل او بسيار بالاست.
يکي ديگر از بازديدکنندگان گفت: بايد از محبوبيت آقاي خاتمي براي مردم و اصلاحات استفاده شود و لازمه اين کار هم حضور در انتخابات است.
وي جواب داد: کاري که اکنون آقاي خاتمي انجام ميدهد، کاري اساسي است. خاتمي هم اکنون محور اصلاحات است و همه گروهها را دور يکديگر جمع و با آنها رايزني ميکند.
عضو شوراي مرکزي جبهه مشارکت اضافه کرد: اين نکته را که بايد آقاي خاتمي شخصا کانديدا شود، قبول ندارم. من هم به او توصيه کردم که چنين کاري نکند اما معتقدم که او بايد محور اصلاحات باشد.
بازديدکنندهاي گفت که اگر اصلاحطلبان اقليت مجلس آتي را تشکيل دهند، آقاي خاتمي ميتواند هدايت و رهبري آنها را به عهده بگيرد. رضا خاتمي در پاسخ گفت: فراکسيون اقليت مجلس، خارج از اين چارچوب مجلس هم ميتواند تحت رهبري آقاي خاتمي باشد. آقاي خاتمي در چنين مجلسي چه کار ميتواند بکند؟ هر دو ماه يک بار يک نطق 5 دقيقهاي.
عضو شوراي مرکزي جبهه مشارکت درباره نحوه حضور اين تشکل در انتخابات آتي مجلس گفت: در انتخاباتي شرکت ميکنيم که رقابتي باشد. اگر مانند انتخابات مجلس هفتم، سرنوشت 190 کرسي آن پيش از انتخابات مشخص باشد، چه دليلي دارد که شرکت کنيم؟
وي در عين حال گفت که بايد تمهيداتي انديشيده شود که ردصلاحيتها به حداقل برسد.
خاتمي اظهار داشت: اولا بايد تلاش کنيم که در انتخابات با اصلاحطلبان ائتلاف کنيم. ثانيا همه تلاش خود را به کار ببنديم که ردصلاحيتها را کمتر کنيم. ثالثا در انتخابات شرکت کنيم و آنگاه نتيجه آن را به مردم واگذاريم.
مديرمسئول ماهنامه «آيين»، شکست در انتخابات را به معناي «شکست ايده اصلاحات» ندانست و گفت: شايد ما نتوانستهايم که اين ايده را به خوبي به مردم بشناسانيم.
وي در پاسخ به سوالي درباره احتمال شرکت حزب اعتمادملي در ائتلاف اصلاحطلبان گفت: اصلاحطلبان در اکثر مناطق فهرست مشترکي با اعتماد ملي خواهند داشت. ما با اعتماد ملي اختلاف اساسي نداريم و در اکثر موارد ميتوانيم ائتلاف کنيم؛ البته اگر آقاي کروبي بخواهد.
يکي از بازديدکنندگان علت شکست مشارکت در انتخابات را عدم توانايي اين تشکل در برقراري ارتباط با توده مردم دانست.
خاتمي دراين باره گفت: چگونه بايد با توده مردم ارتباط برقرار کرد؟ انواع فشارها را به جبهه مشارکت و اعضاي آن وارد ميکنند. رسانهاي که ديدگاه اين تشکل را بيان کند، امکان انتشار و يا اخذ مجوز ندارد. هيچ حزبي به اندازه ما به لحاظ سخنراني فعال نبوده است. در دوره اصلاحات به ما مجوز سخنراني ميدادند اما عدهاي آن را برهم ميزدند. اکنون که ديگر مجوز سخنراني هم نميدهند.
عضو شوراي مرکزي جبهه مشارکت خاطرنشان کرد: براي برگزاري کنگره حزب با يک سالن قرارداد بستيم ولي از مراکز مختلف با صاحب سالن تماس گرفتند و آنقدر فشار آوردند که خودمان به خاطر مسائل امنيتي و عدم بروز مشکلاتي براي صاحب سالن، قرارداد را لغو کرديم.
وي محدوديت اين تشکل در بخش رسانهاي را مثال زد و گفت: اصل براي ما از ابتدا اين بود که با هيچ راديوي فارسيزبان خارجي مصاحبه نکنيم ولي وقتي همه منافذ را ميبندند، چارهاي براي ما نميماند.
رضاخاتمي در جواب به اين پرسش که «چرا اصلاحطلبان شبکه ماهوارهاي ايجاد نميکنند؟»، گفت: اولين مشکل ما در اين زمينه پول است. دوم اينکه چنين نيست که شما يک شبکه ماهوارهاي در ايران راه بيندازيد و بتوانيد آزادانه در کشور قدم بزنيد. البته معتقديم که بايد به طور جدي به اين موضوع فکر کرد.
عضو شوراي مرکزي جبهه مشارکت يکي از دلايل شکست اصلاحطلبان در انتخابات رياست جمهوري نهم را مشکلات مالي عنوان کرد و گفت: کل هزينه ستاد دکتر معين در سراسر کشور 300 ميليون تومان بود. اين مبلغ در مقايسه با هزينه برخي از رقبا، بسيار ناچيز است.
يکي از بازديدکنندگان ديدگاه خاتمي را درباره عملکرد دو ساله دولت احمدينژاد پرسيد. خاتمي گفت: عملکرد دولت نهم به لحاظ اقتصادي، سياست خارجي و امنيت ملي رو به قهقهرا بود.
بازديدکنندهاي گفت: احمدينژاد جايگاه رياست جمهوري را بالا برد. خاتمي پاسخ داد: برعکس، اين جايگاه را تنزل داد زيرا از اين پس هر کس ميتواند بگويد «من هم ميتوانم روزي رئيسجمهور شوم». البته او توانست برخي تابوها را به هر دليل و با هر پشتوانهاي که دارد، بشکند. ولي بايد قدري منتظر ماند. ملاک آن است که رئيس جمهوري بعدي نيز بتواند اين کارها را بکند.
وي در جواب به سوالي درباره عملکرد فراکسيون اقليت مجلس هفتم گفت: معتقدم که بهتر از اين مي توانستند عمل کنند.
خاتمي در پاسخ به پرسشي درباره طرح امنيت اجتماعي گفت: به نظر من اين يک فاجعه براي نيروي انتظامي يک کشور است که نقاب بزند و متهمان را بازداشت کند. هدف از نقاب زدن چيست؟ آيا اين خود بزرگترين تبليغ عدم امنيت در کشور نيست؟ برخورد با مفاسد اجتماعي بايد با کار کارشناسي و علمي انجام شود.
نوشته شده توسط سید امیر سعیدی در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386
ساعت موضوع |
لینک ثابت
سعيد ليلاز : محرومیت با اعانه به فقرا حل نمیشود
دولت نهم در دور دوم سفرهای استانی شیوه جدیدی اتخاذ کرده است. در این سفرها احمدینژاد به مناطق محروم استانها میرود و با فقرا به گفتوگو مینشیند و هر کدام از فقرا که نزد او میروند مورد تفقد رییس جمهوری قرار میگیرند و هدایایی دریافت میکنند. «سعید لیلاز» کارشناس اقتصادی درباره چنین شیوه مدیریتی میگوید: مساله محرومیتزدایی و توسعه نیافتگی جغرافیایی مربوط به سیستم اقتصادی و اجتماعی ایران است و تا زمانی که به صورت سیستماتیک به این مساله پرداخته نشود این مشکل کاملا حل نمیشود.
این کارشناس اقتصادی در گفتوگو با خبرنگار سیاسی آفتاب گفت: توسعه نیافتگی جغرافیایی متاسفانه در ایران یک واقعیت است و هیچکدام از دولتهای بعد از انقلاب این توسعه نیافتگی جغرافیایی را حل نکردهاند. هرچند بعد از انقلاب توسعه نیافتگی جغرافیایی کاهش یافته اما کاملا حل نشده است.
لیلاز در ادامه با اشاره به تجربه چنین شیوه مدیریتی بعد از انقلاب اظهار داشت: در زمان نخست وزیری میرحسین موسوی، ایران به دو منطقه محروم و برخوردار تقسیم شد و در سازمان برنامه و بودجه این موضوع تعریف شد و برای اینکه محرومیتزدایی شدت بگیرد، دفتری در نخست وزیری و ریاست جمهوری تشکیل شد.
وی افزود: این شیوههایی که احمدینژاد انجام میدهد در جمهوری اسلامی مسبوق به سابقه است و این امر نشان میدهد تمام سیاستهای محرومیتزدایی سه دهه اخیر ایران شکست خورده که کاملا سازمان یافتهتر از امروز بود.
لیلاز تصریح کرد: با وجود اینکه یکی از اهداف اولیه نظام جمهوری اسلامی محرومیتزدایی بوده اما مشکل ما هیچوقت مشکل پول و یا توجه مسولان به محرومیتزدایی نبوده بلکه مشکل توسعه نیافتگی جغرافیایی در ایران یک مشکل سیستماتیک است.
وی خاطرنشان کرد: احمدینژاد همان تجربه سه دهه قبل را انجام میدهد البته با پرداخت بیشتر و سازماندهی کمتر اما با سازماندهی کمتر و پرداخت بیشتر مشکلات حل نمیشود.
لیلاز در ادامه اظهار داشت: من با روش رییس جمهور درباره پرداختن به مناطق توسعه نیافته مخالف نیستم چون این یک حرکت سیاسی است و منجر به توجه به مناطق محروم میشود و بخشی از حقوق رییس دولت است، چنانچه خاتمی تمرکز خود را روی مسایل زنان و جوانان گذاشت و هاشمی تمرکز خود را روی طبقه متوسط شهری و نخبگان تکنوکرات گذاشت.
وی تصریح کرد: هر رییس جمهوری یک مساله را در اولویت قرار میدهد و به مسایل دیگر در کنار آن میپردازد و این بخشی از سیاست رییس دولت است که به نظر میرسد احمدینژاد تمرکز خود را روی مناطق محروم قرار داده است.
لیلاز در عین حال تاکید کرد: تا زمانی که تمرکز اقتصادی در دست دولت است و بخش خصوصی نقش حاشیهای دارد نمیتوان انتظار داشت دولت هم به عمران و آبادی روستاها و مناطق محروم بپردازد و هم مترو را در تهران گسترش دهد.
وی افزود: ما باید به سمت خصوصیسازی و تمرکززدایی روی بیاوریم که احمدینژاد ابتدا در پیش گرفت اما بعد فراموش شد و به انحراف کشیده شد.
وی در پایان با بیان اینکه «این روش هر چند قلوب را جلب میکند اما مطمئنا منجر به فقرزدایی نمیشود»، خاطرنشان کرد: باید با دقت به سمت تمرکززدایی ، افزایش نقش بخش خصوصی، تقویت نظارت دولت و تمرکز دولت بر ساخت زیرساختها پیش برویم که در آن صورت دیگر لازم نیست به این شیوه عمل کنیم.
نوشته شده توسط سید امیر سعیدی در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386
ساعت موضوع |
لینک ثابت
حجاريان: مصدق معتقد به سلطنت، امام خميني جمهوريخواه واقعي
مصدق ميخواست كه شاه را تختهبند قانون كند. حتي در دفاعياتش ميگويد: من به خاطر قسمي كه خوردهام به شاه خيانت نميكنم. دست ثريا را ميبوسد، به شاه احترام ميگذارد و حتي وقتي شاه فرار كرد، به دنبال برچيدن بساط سلطنت نرفت.
سعيد حجاريان در گفتوگو با «شهروند امروز» با انتقاد شدید از دکتر مصدق، اظهار داشت: در يكصد سالگي مشروطهخواهي ايرانيان، راه سلطنتطلبي چندان هموار نيست: ما هم اكنون در ميان اپوزيسيون، سلطنتطلب نداريم. در خارج از كشور هم، شماري كه خود را سلطنتطلب مينامند، نه سلطنتطلب كه پهلويطلب هستند. تنها يك گرايش بسيار ضعيف سلطنتطلبي از سوي يكي از نوادگان محمدحسن ميرزا، پسراحمدشاه، باقي مانده و جالب است كه اين فرد به ايران ميآيد و ميرود. به كاخ اجداد خود كه اكنون به موزه تبديل شده ميرود و از بليت دادن سرباز ميزند و در آنجا به باغبان و معمار بنا دستور ميدهد تا به فرمان او عمل كنند؛ ماجرايي كه ما را ياد فيلم «آخرين امپراتور» برتولوچي مياندازد. اين سرنوشت چه بسا به سراغ پهلويطلبها هم برود، اما در كنار اين گرايشهاي ضعيف، ما با جرياني آكادميك نيز روبه رو هستيم كه تصوري هگلي و نيچهاي از سلطنت دارد و بر اين باور است كه ايران مهد سلطنت بوده و يك سلطان خوب براي ايران بهتر است.
به گزارش خبرنگار «تابناك»، وي با اشاره به تفاوت مصدق و فاطمي گفت: مصدق ميخواست كه شاه را تختهبند قانون كند. حتي در دفاعياتش ميگويد: من به خاطر قسمي كه خوردهام به شاه خيانت نميكنم. دست ثريا را ميبوسد، به شاه احترام ميگذارد و حتي وقتي شاه فرار كرد، به دنبال برچيدن بساط سلطنت نرفت. او ميگفت: شاه بايد سلطنت كند، نه حكومت و شاه اختياري در اداره امور ندارد، چون مسئوليت متوجه او نيست، اما فاطمي كاملا جمهوريخواه بود. او تا آنجا كه معاون نخستوزير بود و سخنگو، از مصدق دفاع ميكرد، ولي در «باختر امروز» يك جمهوريخواه كامل بود.

در اين گفت وگو آمده است:
مشكل «جمهوريخواهي» فاطمي چه بود؟
ـ مشكل اين بود كه پس از كودتاي 28 مرداد، مصدق و همه مردانش يا بيكار شدند و يا دادگاهي، اما فاطمي از ميان همه آنان، اعدام شد.
ولي نقد شما به فاطمي چيست؟ او چه آسيبي به حركت مشروطهخواهي وارد كرد؟
ـ شما اصطلاح Contentious Politice را شنيدهايد؟ اين اصطلاح به مفهوم «سياست اعتراضي و منازعهآلود» و مترادف با بسيج تودهها براي فشار از پايين است. براي جمهوريخواهي بايد امكان بسيج تودهها و فشار از پايين فراهم باشد. در حالي كه در آن زمان چنين نبود؛ نه حزب توده و نه مليها اهل اين حرفها نبودند و نميخواستند سياست را به خيابان بكشند. تودهايها ساختار حزبي داشتند، اما پيگير نبودند و موقع كودتا ناپديد شدند. مصدق هم كه اصولا نخبهگرا بود و در منظومه سياسياش، اقدام سي تير و سياست خياباني در آن روز، يك استثنا بود؛ بنابراين، جامعه ايران در آن زمان مستعد فشار از پايين نبود. نه تودهايها توان اين كار را داشتند و نه به طريق اولي، مليها.
فاطمي اما در چنان زمانهاي فرياد جمهوريخواهي سر ميداد، بدون آن كه به لوازمش بينديشد. هدف و وسيله به هم نميخورد. تندرويهاي او در باختر امروز و سخنان و نوشتههايش عليه خاندان پهلوي، بدون زمينه اجتماعي بود. اشتباه جمهوريخواهان همچون فاطمي و فرخي يزدي در تاريخ معاصر ما اين بوده است كه با مفهوم و مقتضيات «سياست اعتراضي و منازعهآلود» آشنايي نداشتهاند. مصدق، حداقل اندازه دهنش حرف ميزد. علاوه بر اين، به هر حال، طرفداران جمهوريت در ايران خوشنام نبودند و شايد براي همين هم بود كه مصدق به دنبال جمهوري نرفت تا جبههگيري عليه او وسعت نيابد. اگر كه مصدق را هم با كودتا كنار گذاشتند به خاطر ترس از ايجاد «جمهوري خلق» بود. فاطمي اما به اين واقعيات زمانه توجه نداشت.
ولي شما كه به فشار از پايين اعتقاد داريد؛ فاطمي هم اعتقاد داشت.
ـ جمهوريخواهان به فشار از پايين بدون چانهزني در بالا معتقدند.
اگر اين گونه بود كه نبايد فاطمي معاونت و وزارت در كابينه مصدق را ميپذيرفت و براي مذاكره نزد شاه ميرفت؟
ـ به نيابت از مصدق نزد شاه رفت.
پس مقتضيات جاري را پذيرفته و اهل چانهزني در بالا هم بود؟
ـ جمهوريخواه تمام عيار، كسي است كه اهل مذاكره نباشد؛ مثل امام خميني كه با شاه مذاكره هم نكرد.
نوشته شده توسط سید امیر سعیدی در یکشنبه بیستم آبان 1386
ساعت موضوع |
لینک ثابت
لاريجاني: استعفايم براي «تسهیل مدیریت» احمدينژاد بود
دکتر علي لاريجاني، دليل استعفاي خود از دبيري شوراي عالي امنيت ملي و مسئوليت پرونده هستهاي را تصميمي براي «تسهيل مديريت» خواند و گفت: با محاسبه همه جوانب، مصلحت کشور را در باز گذاشتن دست رئيس جمهور محترم دانستم.
نماينده رهبر انقلاب در شوراي عالي امنيت ملي به همکاريهاي گسترده ايران با آژانس بين المللي انرژي اتمي در ماههاي اخير، از جمله اجازه انجام بازديدهاي سرزده از تأسيسات هستهاي اشاره و تأکيد کرد: صدور قطعنامه عليه ايران در شوراي امنيت، به بياعتمادي دامن ميزند و راه را عوض ميکند.
به گزارش مهر، دکتر علي لاريجاني، دليل استعفاي خود از دبيري شوراي عالي امنيت ملي و مسئوليت پرونده هستهاي را تصميمي براي «تسهيل مديريت» خواند و گفت: با محاسبه همه جوانب، مصلحت کشور را در باز گذاشتن دست رئيس جمهور محترم دانستم.
دبير سابق شوراي عالي امنيت ملي، همچنين از چند دور مذاکرات خود با نماينده سوئيس و گفت وگوهايي در رم براي آزادي ديپلماتهاي ايراني (ربوده شده در اربيل) از دست نظاميان آمريکايي خبر داد و همچنين اخبار مبني بر انجام معاملهاي سياسي براي آزادي آنان را رد نکرد.
وي با اشاره به تأخير چند روزه آمريکاييها در آزادسازي ديپلماتهاي ايراني بنا بر توافق طرف ها، خواستار آزادي فوري ديگر ديپلماتهاي ايراني در بند آمريکا شد.
متن کامل اين گفتوگو که در پايگاه اينترنتي روزنامه همشهري منتشر شده، به اين شرح است:
آقاي دکتر لاريجاني از اينکه از کار پر حجم و حساس، يک باره به کار کمحجم رسيديد، چه احساسي داريد؟
لاريجاني: البته خيلي کمحجم هم نيست. فعلاً فعاليت من محدود به نمايندگي رهبري در شوراي عالي امنيت ملي و عضويت در مجمع تشخيص مصلحت و شوراي عالي انقلاب فرهنگي است، به اضافه کار تدريس دانشگاهي. ولي قبول دارم که به پرحجمي گذشته نيست. ضمناً قرار هم نيست هميشه افراد پرحجم کار کنند به اضافه اينکه اصولا هدف کار نبايد پرحجم و کمحجم بودن آن باشد. ملاک انجام وظيفه است. بايد ديد در چه وضعيتي ميتوان انجام وظيفه کرد.
در پاسخ شما اين بحث وجود دارد. شما حدود دو سال و نيم تلاش کرديد و نتيجه شما و همکارانتان رسيدن ايران به جايگاه يک کشور هستهاي بود. آيا گمان نميکنيد انجام وظيفه، اقتضا ميکرد که اين راه را ادامه دهيد؟
لاريجاني: البته اين تلاشها جنبه فردي نداشت؛ نخست اين كه کار دبيرخانه صرفاً به طرح اتمي محدود نبود. شايد 20 درصد کار دبيرخانه به اين موضوع اختصاص داشت که با توجه به جنس کار دبيرخانه شوراي عالي امنيت ملي، بسياري از دستگاهها و معاونان دبيرخانه و کارشناسان در اين امر مداخله داشتند که بنده هميشه ممنون آنان بوده و خواهم بود. دوم آن كه انجام وظيفه، صرفاً به مختصاتي که شما فرموديد، نيست، بلکه بايد بسياري از زمينهها فراهم باشد.
يعني شرايط شما آماده خدمت شما نبود؟
لاريجاني: من نميخواهم فعلاً در اين زمينه حرف بزنم، ولي قطعا با محاسبه همه جوانب، مصلحت کشور را در باز گذاشتن دست رئيس جمهور محترم دانستم.
به نظر ميرسد با اين پاسخ نبايد وارد پرسشهاي بعدي شوم!
لاريجاني: نميدانم. چون اطلاعي از پرسشهاي شما ندارم. من شما را به فن ديالکتيک توصيه ميکنم که خود زايمان فکري انجام دهيد.
حالا نميشود شما جاي ما زايمان فکر را انجام دهيد؟
لاريجاني: بنا نيست من جاي کسي زايمان داشته باشم.
به هر حال اين پرسش مطرح است: شما که معمولا کارهاي بزرگ و سنگين را در کارنامه خود داريد؛ مثل گسترش شبکههاي گوناگون راديويي، تلويزيوني و شبکههاي استاني و شبکه بينالمللي و يا اقدامات دبيرخانه شوراي عالي امنيت ملي در دو سال و نيم سال گذشته که مشهور به «مرد سياسي پرتحرک» شدهايد و برخي رسانههاي خارجي، شما را «مرد بحرانها» ناميده بودند، در طراحي همکاري با آژانس که در عمل راه جديدي براي آرامسازي بينالمللي فراهم کرد و يا مذاکرات حساس با سولانا يا طراحي مذاکرات ايران، آمريکا، عراق يا همکاري با عربستان و فرانسويها در مسئله لبنان و مسائلي از اين دست. چگونه در اين وضعيت، کنارهگيري را وظيفه خود دانستيد؟
لاريجاني: گمان ميکنم پاسخ دادهام. در شرايطي تسهيل مديريت هم ميتواند بخشي از تصميم را شکل دهد، حالا شما حرف درست و حسابي ديگري نداريد؟
شما در گفت وگوهاي اخير با عنوان نماينده مقام رهبري در شوراي عالي امنيت ملي، مذاکرات را هدايت کرديد؛ آيا اين کار پس از کنارهگيري شما قدري غيرطبيعي نبود؟
لاريجاني: مناسبات ما ايرانيان گاه با برخي مناسبات متعارف بينالمللي تغاير دارد، چون مبناي کار بسياري از کشورها از مناصب، قدرت است. وقتي از کار کنار ميروند به جان هم ميافتند، ولي تئوري حکومتي ما انجام وظيفه است، براي همين، پستها ارزش واقعي جز اين مقوله ندارد. پستها در اين نظريه هيچ گاه نبايد منشأ قدرت تلقي شود. به همين دليل، با دستور مقام معظم رهبري، اين دور از مذاکرات را هدايت کردم، البته دوست گرامي بنده جناب آقاي جليلي دبير فعلي شوراي عالي امنيت ملي هم حضور فعال داشتند.
آيا از مذکرات اخير با آقاي سولانا و نخستوزير ايتاليا و وزير خارجه آلمان و برخي ديگر در اروپا راضي هستيد و بايد ما اميدوار باشيم؟
لاريجاني: دليلي بر نااميدي نميبينم. چون راه درستي پشت سر گذاشته شده است. پيش از اين نشست در ليسبون با آقاي سولانا توافق کرديم که ما مداليتي [طرح اقدام] حل مسئله با آژانس را دنبال کنيم و طرف مقابل هم راه مذاکرات را هموار کند. پس از آن با آقاي برادعي دو دور مذاکرات انجام داديم و چهارچوب کلي تدوين مداليتي فشردهاي صورت پذيرفت که دستاوردهاي خوبي داشت و همه اينها در فاصله مذاکرات پيشين و اخير با آقاي سولانا رخ داد؛ نخست اين كه مداليتي حل همه مسائل با آژانس با زمانبندي دقيق مدون شد که اين مبناي توافق ما بود.
دوم آن كه بازرسان آژانس در اين فاصله چندين بار از تأسيسات اتمي ايران بازديد داشتند، چه نطنز چه آب سنگين اراک و حتي بازرسي سرزده هم داشتند.
گزينه سوم اين كه موضوع پلوتونيوم که از پيش مانده بود و پياپي در گزارش برادعي ميآمد از سوي آژانس بررسي و مختومه شد.
چهارم مسئله آلودگي زبالهها نيز مورد بررسي آژانس قرار گرفت و پايان يافت.
پنجم آن كه دستورالعمل نظارت آژانس بر نطنز با بيش از صد ساعت کار کارشناسي تدوين شد و به صورت سندي بين ايران و آژانس درآمد.
ششم؛ در مسئله P2 و P1 چندين دور مذاکرات صورت گرفت و آخرين جلسات در چند روز اخير بوده است که گمان ميکنم اين موضوع هم رفع شود. ميبينيد که ايران گامهاي اساسي در همکاري با آژانس برداشته است، البته در اين اقدام، آقاي سولانا و به ويژه برادعي نيز نقش مهمي داشتند و اين نقطه ميتواند ثقل تفاهم باشد.
البته در مذاکرات اخير همه آقاياني که با آنها مذاکره شد، چه آقاي سولانا و چه آقاي پرودي، نخستوزير ايتاليا و چه آقاي اشتاين ماير، وزير خارجه آلمان، اقدامات ايران را ستايش کردند. انتظار اين است که وزن اقدام ايران را به درستي دريايند که کليد حلوفصل جامع خواهد بود.
اما طرف مقابل در تدارک جلسهاي براي بررسي پيشنهاد قطعنامه است. با اين اوصافي که شما فرموديد، آيا توجيهي دارد؟
لاريجاني: البته نه، چون اين کار ميتواند به بياعتمادي دامن بزند و راه را عوض کند. البته جداي از کار شرورانه آمريکا که اقدامات يکجانبهاي را اعلام کرد، ديگر کشورها همچون روسيه و چين و آلمان با عقلانيت خوبي موضعگيري کردهاند و اين نشان ميدهد ابتکار ايران در حل و فصل موضوع، منطقي بوده است. برخي ميگفتند اين اقدام خودسرانه آمريکا بيشتر جنبه داخلي برايشان دارد.
ما اين توجيه را نميپذيريم. آمريکا از آغاز ماجراجويانه به موضوع هستهاي ايران نگريسته و اگر به ياد داشته باشيد، پس از توافق با آقاي برادعي آمريکاييها با عجله آن را محکوم کردند و چند سخن نابجا هم به آقاي برادعي گفتند. بعد که ديدند در صحنه بينالمللي موضع آنها توجيه ندارد، تغيير تاکتيک دادند و از يک طرف از اقدام آژانس حمايت کردند و از سوي ديگر، دست به اقدام افراطي و يکجانبه در تحريم زدند که آن هم در صحنه بينالمللي استقبال نشد.
اجازه دهيد از بحث اتمي فاصله بگيريم و به موضوع عراق بپردازيم.
لاريجاني: هرچه از موضوع اتمي فاصله بگيريد، مورد تشويق من قرار ميگيريد.
نوشته شده توسط سید امیر سعیدی در یکشنبه بیستم آبان 1386
ساعت موضوع |
لینک ثابت
پیشنهاد حزب اعتماد ملی به اصلاحطلبان:ائتلاف نه،فقط لیست مشترک!
قائم مقام حزب اعتماد ملی گفت که حزب متبوعش با دیگر گروههای اصلاحطلب ائتلاف نخواهد کرد و تنها در انتخابات مجلس هشتم لیست مشترک خواهند داشت.
رسول منتجبنیا در گفتوگو با خبرنگار سیاسی آفتاب در این باره اظهار داشت: «بارها گفتهایم در انتخابات به طور کلی تعامل و همگرایی اصلاحطلبان عاملی مؤثر برای موفقیت و پیروزی است. در حالی که عدم تعامل و جدال و رقابت درون جناحی موجب شکست و کاهش احتمال پیروزی خواهد شد».
وی افزود: «کما اینکه در انتخابات شوراهای دوم شاهد بودیم که رقابت داخلی اصلاحطلبان باعث عدم موفقیت آنان شد. در انتخابات ریاست جمهوری نیز با اینکه اصلاحطلبان بیشترین رأی را کسب کردند اما چون آراء اصلاحطلبان بین 5-4 کاندیدا تقسیم شد رقیب، با رأی خیلی پایین موفق شد».
این روحانی اصلاحطلب در عین حال تأکید کرد: «اما این تعامل و همگرایی گاهی به شکل ائتلاف درمیآید تا گروهها با هم در این قالب تعامل و تبادل نظر کنند. راه دیگر اما همگرایی با حفظ استقلال احزاب است. نه اینکه احزاب را از دور خارج کنیم و چیزی را که وجهه قانونی چندانی ندارد جایگزین احزاب نماییم. به نظر ما استقلال احزاب در تصمیمگیری و تبادلنظر و تعامل و همگرایی درباره لیستها بهترین راه است».
این فعال سیاسی ادامه داد: «هر حزبی سرنوشت خودش را خود، رقم خواهد زد. وانگهی کاندیداهای اصلاحطلب از ناحیه چندین حزب مورد حمایت قرار میگیرند و مردم لیستهای مختلف را با کاندیداهای مشترک انتخاب میکنند. ما فکر میکنیم میزان اثرگذاری این کار بیشتر است و میزان آسیبپذیری آن کمتر. ضمن اینکه استقلال احزاب نیز مخدوش نخواهد شد».
قائم مقام حزب اعتماد ملی اضافه کرد: «حزب اعتماد ملی نام این کار را ائتلاف نمیگذارد. نام این، تعامل و همگرایی است. اصل هم همین است. در عین اینکه اختلاف نظر طبیعی است، تعامل و همگرایی را در این قالب مفیدتر ارزیابی میکنیم. ما خیلی فکر کردیم و در نهایت به این نتیجه رسیدیم که این روش مثمرثمرتر است».
منتجبنیا در عین حال تصریح کرد: «این به معنای اختلاف نیست و به معنای قبول نداشتن تعامل هم نیست. بلکه دلایلی منطقی دارد که برخی روشن است و برخی هم روشن نیست».
وی ادامه داد: «بنابراین ما با احزاب اصلاحطلب ائتلاف نمیکنیم بلکه با آنان همگرایی و تعامل داریم و اکثریت و قریب به اتفاق اعضای لیست انتخاباتیمان با هم مشترک است. به نظر ما هدف از ائتلاف هم همین است. لیستها که مشترک باشند دیگر نیازی نیست احزاب به شکل ائتلاف در کنار همدیگر قرار گیرند و همه تخم مرغهای خود را در یک سبد بگذارند».
این فعال سیاسی در پایان تأکید بر تقویت و تکثر احزاب که آن را به نفع نظام ارزیابی کرد گفت: «از بزرگان اصلاحطلب تقاضا دارم به جای ایجاد برخی مراکزی که هدفش جز ایجاد هماهنگی نیست احزاب را تقویت کنند. احزاب وجهه قانونی و حقوقی دارند. ما به رایحه خوش خدمت اشکال میکنیم که چرا هویت و مجوز ندارد. پس نباید خودمان آن اشتباه را تکرار کنیم».
نوشته شده توسط سید امیر سعیدی در یکشنبه بیستم آبان 1386
ساعت موضوع |
لینک ثابت
سالروز اعدام دكترحسين فاطمي گرامی باد.

<اگر مليشدن نفت خدمت بزرگي است از آن كسي كه اول اين پيشنهاد را نمود بايد سپاسگزاري كرد و آن كس شهيد راه وطن دكترحسين فاطمي است. در تمام مدت همكاري با اينجانب حتي يك ترك اولي هم از آن بزرگوار ديده نشد.>
دكتر محمد مصدق
سحرگاه 19 آبان 1333 است؛ تير خصم از كمان خشم رها ميشود و سينه دكترحسين فاطمي را براي بار سوم ميشكافد و اينگونه او شهيدي ميشود از تبار آزاديخواهاني كه پس از كودتاي 28 مرداد 1332 يا به زندان رفتند يا تبعيد و برخي ديگر هم اعدام شدند. فاطمي سيدي بود از تبار روحانيون؛ در 1296 شمسي در نائين يزد متولد شد. پدرش سيدمحمدعلي سيفالعلما روحاني متعين و متشخصي بود. در سال 1315 برادرش نصرا...سيف پورفاطمي امتياز روزنامه باختر اصفهان را گرفت و او در روزنامه برادرش خيلي زود به پيچ و خمهاي كار واقف شد و در تمامي امور روزنامه سررشته پيدا كرد. در سال 1316 شمسي، براي فعاليت بيشتر مطبوعاتي، اصفهان را ترك كرد و به تهران آمد؛ در روزنامه ستاره كه متعلق به احمد ملكي بود استخدام و پس از چندي سردبير آن شد. در 1324 تصميم گرفت براي تحصيل در فن روزنامه نگاري و آموزش در مطبوعات در اروپا سفري به فرانسه كند. در سال 1327 بعد از سه سال تحصيل، به تهران بازگشت و تصميم به انتشار روزنامه گرفت و در سال 1328 امتياز روزنامه يوميه باختر امروز به نام او صادر شد. در اواخر سال 1328 به دنبال تشكيل جبهه ملي، فاطمي در كنار مصدق قرار گرفت و روزنامه خود را ارگان جبهه ملي كرد. با آغاز نخستوزيري محمد مصدق، حسين فاطمي به عنوان معاونت سياسي و پارلماني دولت وقت و سخنگوي دولت انتخاب شد. در بهمنماه 1330 روزنامه باختر امروز مراسمي به مناسبت سالگرد شهادت محمدمسعود برمزارش برگزار كرد و دكتر فاطمي ناطق مراسم بود كه به هنگام سخنراني مورد اصابت گلوله محمدمهدي عبدخدايي قرار گرفت و بر اثر اين سوءقصد قريب هشت ماه در تهران و اروپا تحت عمل جراحي و درمان قرار گرفت. در انتخاب دوره هفدهم مجلس شوراي ملي به وكالت از طرف مردم تهران انتخاب شد، ولي تا چند ماه به علت بيماري نتوانست در مبارزات پارلماني شركت كند. در مهرماه 1331 فاطمي عهدهدار وزارت امور خارجه شد تا اينكه در مردادماه سال 1332 شاه به دنبال كودتاي نافرجام خود به بغداد و سپس به رم فرار كرد؛ عصر آن روز تظاهرات بزرگي انجام شد و دكتر فاطمي سخنراني انتقادآميزي از شاه كرد، اما در 28 مرداد كودتاي آمريكايي- انگليسي به مرحله اجرا درآمد؛ دولت مصدق ساقط شد و شاه بازگشت. روز ششم اسفندماه 1332 فاطمي توسط مأموران فرمانداري نظامي دستگير شد و حين انتقال به فرمانداري نظامي توسط عدهاي از اراذل و اوباش به سركردگي شعبان جعفري مورد ضرب و شتم كارد و قمه قرار گرفت. مأموران بدن نيمهجان او را به زندان بردند و قريب ششماه در زندان با مرگ روبهرو بود. سرانجام با مكالمات دادگاه چندين جلسه در 18 مهرماه 1333 دادگاه حكم اعدام او اعلام شد و حكم در روز چهارشنبه 19 آبانماه 1333 به مرحله اجرا درآمد. او نخستين كسي بود كه پيشنهاد مليشدن صنعت نفت و تشكيل جبهه ملي را مطرح كرد.
نوشته شده توسط سید امیر سعیدی در شنبه نوزدهم آبان 1386
ساعت موضوع |
لینک ثابت
آیتالله صانعی: بزرگترین گناه رهبران دینی ظلم است.
آیتالله العظمی صانعی در دیدار جمعی از استادان سازمان صلح آمریكا اظهار داشت: تلاش و حركت تمام انبیا و پیامبران الهی برای بیان این حقیقت است كه دین در نزد خداوند اسلام است و اسلام یعنی تسلیم بودن در برابر حق و عدالت.
ایشان افزود: علاوه بر پیامبران، عقلای عالم و دانشمندان هم برای همین یك كلمه حركت كرده و میكنند كه حق و عدالت را در جامعه حاكم كنند و انسانها را تسلیم حق و عدالت نمایند.
این مرجع تقلید اظهار داشت: بر این اساس عمل پسندیده و نیكو و خدمت به انسانها از هر كسی كه صادر شود، نزد خداوند متعال ارزش دارد؛ چرا كه حسب نص قرآن، خداوند متعال به همه عوض خیر خواهد داد، هر كس میخواهد باشد؛ در واقع همه كسانی كه خدمت به بشریت میكنند، نزد خداوند محبوبند.
این مرجع تقلید در ادامه خطاب به اعضای سازمان صلح آمریكا گفت: به خاطر داشته باشیم اساس تمام ادیان الهی بر محبت و دوستی انسانها با یكدیگر استوار است و این مسالهای است كه تمام عقلا و اندیشمندان جهان باید به آن توجه داشته باشند.
وی با بیان اینكه «حقوق بشر و دموكراسی مورد قبول اسلام بر مبنای محبت و دوستی متقابل مردم با حاكمان بنا شده است»، اظهار داشت: عالیترین حقوق بشر و عالیترین نوع دموكراسی آنجاست كه مردم باید رهبران خود را دوست بدارند و زمانی كه محبت رهبران دینی بر مردم واجب است، بر رهبران دینی نیز لازم است كاری بكنند كه مردم دوستشان بدارند و اگر چنین نكنند از قانون خدا تخلف كردهاند.
آیت الله العظمی صانعی افزود: با این نوع محبت و دوستی است كه كارها پیش میرود و این فوق رای دادن صرف مردم است. مردم موظفند دوست بدارند و رهبران موظفند كاری كنند كه مردم دوستشان بدارند و اگر كوچكترین ظلمی بكنند، بزرگترین گناه را مرتكب شدهاند.
وی در ادامه با اشاره به فرازی از سخنان امام سجاد علیهالسلام در زیارت امینالله كه میفرمایند« اللهم فاجعل نفسی ... محبوبه فی ارضك و سمائك» (خدایا مرا به گونهای قرار بده كه تمام جهان مرا دوست بدارند)، اظهار داشت: اگر ما هم محبت و دوستی دیگران را میخواهیم لازمهاش این است كه دیگران از دست ما در آسایش باشند و نه تنها به انسانها بلكه به حیوانات و حتی محیط زیست نیز ظلم نكنیم.
آیتالله صانعی در بخش دیگری از سخنانش اظهار داشت: به نظر اینجانب نژاد و جغرافیا، ملیت و مذهب مانع رسیدن انسانها به حقوقشان نیست و از نظر اسلام و قرآن تنها یك دسته انسانها هستند كه از بعضی حقوق محرومند و آنها هم كفار هستند و البته منظور از كفار هر غیر مسلمانی نیست، بلكه كافر كسی است كه میداند اسلام حق است اما در عین حال با دین خدا دشمنی و به مقدسات دینی توهین میكند.
وی در پایان گفت:« تمام جنگها مدلول ظلم و تبعیض است؛ اما زمانی كه عدالت را مبنا در حقوق انسانها بدانیم و اساس كار حكومت را بر مبنای محبت و دوستی بگذاریم، این معنایش صلح است و اساس اسلام هم بر صلح و عدالت است.»
نوشته شده توسط سید امیر سعیدی در چهارشنبه شانزدهم آبان 1386
ساعت موضوع |
لینک ثابت
علی عزیزی عضو شورای تحکیم وحدت بازداشت شد.

خبرنامه امیرکبیر:علی عزیزی عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت و عضو سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر عصر روز گذشته با هجوم نیروهای امنیتی به منزل پدریش بازداشت شد.علی عزیزی که نایب دبیر دفتر تحکیم وحدت است .نیروهای امنیتی منزل ایشان را تفتیش نمودند و کامپیوتر،دفاتر . . و سایر وسایل را بردند.پیش از این نیز بارها از سوی نیروهای امنیتی مورد تعقیب و گریز قرار گرفته بود که در آخرین مورد آنها نیروهای امنیتی به اشتباه اقدام به بازداشت برادر وی کرده بودند.فعالیت های علی عزیزی برای اعتراض به احکام سنگین 3 دانشجوی بازداشت شده امیرکبیر و شکل گیری فضای سرکوب سیاسی در دانشگاهها از جمله دلایل احتمالی بازداشت وی محسوب می شود.علی عزیزی چهارمین نفری است که در یک هفته گذشته توسط نیروهای امنیتی بازداشت می شود.آرمان صداقتی ،بهنام سپهرمند ، مازیار سمیعی هفته گذشته در بازداشت نیروهای امنیتی بوده اند و خبری از آزادی آنان نیست.
نوشته شده توسط سید امیر سعیدی در چهارشنبه شانزدهم آبان 1386
ساعت موضوع |
لینک ثابت
چرا احمدی نژاد مخالف تسخیر سفارت بود؟
احمدی نژاد و دوستانش در دانشگاه علم و صنعت مخالف تسخیر سفارت آمریکا بودند اما نه بدان مفهوم که در این مخالفت، جانب لیبرال ها و دولت موقت را بگیرند اما اصغرزاده و دوستانش می گفتند : خطر توطئه آمریکایی ها جدی است. پیشنهادی دارم. در اعتراض،
سفارت آمریکا را تسخیر و دیپلمات های آمریکایی را برای مدت کوتاهی گروگان بگیریم.
مجله شهروند امروز در ایامی که مصادف با سالروز تسخیر سفارت آمریکا به عنوان لانه جاسوسی این کشور در ایران است به بررسی آن رویداد پرداخته است.
به گزارش « فردا »، در بررسی این مجله آمده است آن زمان ابراهیم اصغرزاده با اعلام خطر نسبت به تحرکات آمریکایی ها گفته است : آمریکایی ها در حال خروج اسناد محرمانه و جاسوسی از پاویون فرودگاه مهرآباد هستند و دولت موقت هم به گمرک فرودگاه دستور داده تا دخالتی در کار آمریکایی ها صورت نگیرد. خطر توطئه آمریکایی ها جدی و انقلاب در خطر است. پیشنهادی دارم. در اعتراض، سفارت آمریکا را تسخیر و دیپلمات های آمریکایی را برای مدت کوتاهی گروگان بگیریم.
اما محمود احمدی نژاد با بیان اینکه خطر شوروی ها بیشتر است گفته بود : خطر آمریکا را قبول دارم. اما چه کسی گفته است که خطر آمریکا از خطر شوروی جدی تر است؟ چی کسی گفته است که مباریه با سرمایه داری و امپریالیسم از مبارزه با کمونیسم مهمتر است؟ اگر هم بنا بر تسخیر باشد، تسخیر سفارت شوروی بر تسخیر سفارت آمریکا ارجح است. ما مخالفیم.
بنا بر نوشته این مجله، گسست اینگونه رقم خورد؛ آنگاهی که احمدی نژاد و سیدنژاد با طرح تسخیر سفارت آمریکا مخالف و راه خود جدا کردند. این چنین بود که اصغرزاده و میردامادی و بیطرف نیز برنامه خود را خارج از ساختار دفتر تحکیم عملیاتی کردند. دانشجویان تحکیمی دو دسته شدند. دسته ای به سفارت رفتند و دسته ای به سفارت نرفتند.
دانشجویان تحکیمی اگر چه همگی خود را در خط امام تعریف می کردند و انقلابی می دانستند اما گویی تفاوتی نیز در کار بود. احمدی نژاد و دوستانش در دانشگاه علم و صنعت مخالف تسخیر سفارت آمریکا بودند اما نه بدان مفهوم که در این مخالفت، جانب لیبرال ها و دولت موقت را بگیرند که برعکس، با لیبرال ها مخالفت و معاند نیز بودند. ماجرا از قراری دیگر بود. دانشجویان ضد چپ در دانشگاه علم و صنعت، نه به دوقطبی کمونیسم و لیبرالیسم که به دو قطبی ککمونیسم و اسلام می اندیشیدند و منطبق با نگاه رجعت طلبانه و سنت گرایانه شان بود که شوروی و چپ گرایان را دشمن اول می خواندند. ثمره تلاش آنها در دانشگاه علم و صنعت نیز نشریه «جیغ و داد» بود که فریاد آنها بر سر چپگرایان به حساب می آمد. این چنین بود که پیشنهاد آنها نیز تسخیر سفارت شوروی بود و اولویت آن بر تسخیر سفارت آمریکا. بدین ترتیب دانشجویان انجمن علم و صنعت و مشابه آنها دانشجویان انجمن تربیت معلم، دوستان چپ گرای مسلمان شان را همراهی نکردند و اگر چه رهبر انقلاب، تسخیر سفارت را انقلاب دوم خواند اما محمود احمدی نژاد در طی 444 روز گروگان گیری دیپلمات های آمریکایی، سری به سفارت تسخیر شده آمریکا نزد و حاضر نشد با در بزم ضد آمریکایی و ضد امپریالیستی دانشجویان خط امامی، کوتاه زمانی نیز شرکت کند که گویی تضعیف جبهه امپریالیسم در جهان، به تقویت جبهه کمونیسم می انجامد.
به جمع سه نفره ابراهیم اصغرزاده و محسن میردامادی و حبیب الله بیطرف، دو نفر دیگر – رحیم باطنی از دانشگاه ملی و رضا سیف اللهی از دانشگاه شریف – نیز اضافه شدند و «شورای مرکزی لانه» ساز و کار امور را در سفارت تسخیر شده آمریکا به عهده گرفت. دانشجویان مستقر در سفارت اگر چه مسلمان و انقلابی بودند و مخالف لیبرال ها و کمونیست ها اما در اسلام گرایی خود سمت و سوی چپ گرایانه داشتند و بدین ترتیب اگر برای دانشجویان مخالف تسخیر، دشمن اول، شوروی بود؛ برای این دانشجویان اما دشمن اول، دولت موقت بود و لیبرال های حاکم؛ از همین روی بود که سفارت آمریکا تسخیر شد و به اندک زمانی دولت موقت استعفا داد و رفتن را بر ماندن ترجیح داد. گویی که در حاکمیت دانشجویان انقلابی چپگرا، جایی برای بازرگان و یاران میانه رو او که مخالف با چپگرایی بودند، باقی نمانده بود.
محمود احمدی نژاد و دوستانش اما در این مدت بیکار ننشستند. پس از تسخیر سفارت، احمدی نژاد و جناح نزدیک به او، در غایب دانشجویان خط امام، بانیان دفتر تحکیم شدند و آش انقلاب فرهنگی را در تنور «دفتر تحکیم وحدت» پختند و مقابله خود با چپگرایان را تکمیل کردند. این بار گویی نوبت به دانشجویان مستقر در سفارت آمریکا رسیده بود تا فاصله خویش با دوستان انجمن را حفظ کنند که اگر چه نماینده دانشجویان طرفدار انقلاب فرهنگی برای مذاکره با آنها، پای در سفارت آمریکا گذاشت اما مذاکره بی حاصل ماند و طرفی نبست. که گویی مقابله با چپگرایان برای دانشجویان تسخیر گر در اولویت نبود و ترجیح نداشت.
اگر دانشجویان چپگرا پیش از تسخیر سفارت، طرح خویش را با روحانی چپگرایی همچون محمد موسوی خوئینی ها در میان گذاشتند، محمود احمدی نژاد و دوستانش نیز طرح خویش را پیش از اجرا با روحانیون راست گرای حزب جمهوری در میان نهادند و این چنین بود که حسن آیت، عضو حزب جمهوری در اسفند 58 و پیش از آغاز انقلاب فرهنگی، در جلسه ای از برنامه طراحی شده برای تعطیلی دانشگاه ها سخن گفت و سخنش استراق سمع و سپس منتشر شد تا اسرار هویدا شود و در پرده نماند. بدین ترتیب پس از تقویت مجاهدین انقلاب در حاکمیت انقلابی اکنون گویی نوبت به حزب جمهوری رسیده بود تا از مسیر انقلاب فرهنگی، راه تفوق خویش را بیابد. «انقلاب فرهنگی» در برابر «تسخیر سفارت آمریکا» عملی شد تا هادیان این دو جریان بعدها به دو جناح متقابل در جمهوری اسلامی تبدیل شوند و لباس چپ و ردای راست- پس از حذف دولت موقت و عزل بنی صدر و به حاشیه رفتند چپ ها- بر تن آنها بنشیند. در این میان اما جالب آنجا بود که چپ ها با همان ابزاری- انقلاب فرهنگی- به دست دانشجویان مسلمان تصفیه شدند که خود ساخته بودند. اگر زمانی مائو در چین به ابزار «انقلاب فرهنگی»، لیوشائوچی را به اتهام انحراف از کمونیسم راستین مشمول پاکسازی کرده بود، اکنون این چپ های مائوئیست بودند که به اتهام جدایی از خط انقلاب با امواج «انقلاب فرهنگی» روبرو می شدند و خود رده را آیا تدبیری بود؟
28 سال پس از تسخیر سفارت آمریکا و 27 سال پس از انقلاب فرهنگی در ایران اما احوال زمانه، دگرگون شده است. دانشجنیان تحکیمی سابق فاصله شان از یکدیگر افزون تر شده است و در این میان اما جالب آنجاست که جوانان چپگرا در میانسالی راست شده اند و جوانان راستگرا نیز چپ. محمود احمدی نژاد دیگر از خطر کمونیسم سخن نمی گوید و دانشجویان خط امامی نیز در آتش مقابله با لیبرالیسم نمی دمند. جبهه مشارکت که محل تجمیع دانشجویان تسخیر گراست (از محست میردامادی تا محسن امین زاده و محمدرضا خاتمی و محمد نعیمی پور) سمت و سوی ائتلاف با سیاستمداران لیبرال مستقر در دولت موقت را می یابد و محمود احمدی نژاد نیز موتلفین خود را از میان چپگرایان عالم انتخاب می کند و در این چپگرایی، گاه بر فاصله خویش با راست های سنتی و محافظه کار در ایران می افزاید. روزگار غریبی است وقتی که حریف بر صندلی رقیب نشسته باشد. اینطور نیست؟
نوشته شده توسط سید امیر سعیدی در یکشنبه سیزدهم آبان 1386
ساعت موضوع |
لینک ثابت
سه دانشجوی بازداشت شده به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شدند.

خبرنامه امیرکبیر: آرمان صداقتی، بهنام سپهرمند و مازیار سمیعی، سه دانشجوی دستگیر شده در تجمع روز سه شنبه دانشگاه علامه، با صدور قرار بازداشت برای ایشان بعد از ظهر چهارشنبه به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شدند.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر، این سه دانشجو چهارشنبه شب طی تماس کوتاهی که با خانواده های خود داشتند از انتقالشان به بند ۲۰۹ زندان اوین خبر دادند. شنیده ها حاکی از آن است که صداقتی، سپهرمند و سمیعی چهارشنبه صبح تحویل وزارت اطلاعات شدند. از میان نزدیک به ۲۰ دانشجویی که در تجمع دانشگاه علامه بازداشت شدند، به تدریج تا بامداد چهارشنبه همگی آن ها آزاد شدند. اما صداقتی، سپهرمند و سمیعی، به درخواست وزارت اطلاعات در بازداشت باقی ماندند.
روز چهارشنبه خانواده دانشجویان به منظور پیگیری وضعیت فرزند خود به دفتر پیگیری مراجعه کردند که این دفتر از دستگیری دانشجویان، محل نگه داری و وضعیت آن ها ابراز بی اطلاعی کرد. معاون امنیت دادستان تهران، قاضی حسن حداد، هم روز چهارشنبه طی مصاحبه ای با خبرگزاری فارس اعلام کرد هنوز پرونده دانشجویان بازداشت شده به دادستانی ارجاع نشده است.
شنیده ها حاکی از آن است که روز چهارشنبه پس از صدور قرار بازداشت برای آرمان صداقتی، عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی امیرکبیر، بهنام سپهرمند، عضو انجمن دموکراسی خواه دانشگاه تهران و مازیار سمیعی، عضو کمپین یک میلیون امضا، عصر چهارشنبه این دانشجویان برای انجام تحقیقات به بند ۲۰۹ زندان اوین انتقال داده شدند. دانشجویان به احتمال زیاد در سلول انفرادی نگه داری می شوند.
انتشار خبر انتقال سه دانشجوی بازداشت شده به بند ۲۰۹ موجی از نگرانی در خانواده ها و دانشجویان در مورد سرنوشت این دانشجویان ایجاد کرده است. بند ۲۰۹ زندان اوین محلی است که اردیبهشت ماه سال جاری ۸ دانشجوی بازداشت شده دانشگاه امیرکبیر جهت اعتراف گیری از سوی بازجویان وزارت اطلاعات تحت غیرانسانی ترین شکنجه ها و فشارها قرار گرفتند. مجید توکلی، احمد قصابان و احسان منصوری، سه دانشجوی شکنجه شده، همچنان در زندان اوین به سر می برند.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر افشاگری در خصوص شکنجه های انجام گرفته در این بند توسط دانشجویان سبب شد اعضای دفتر حقوق شهروندی قوه قضاییه اجازه یابند بر این مجموعه نظارت کنند. مشخص نیست با شروع نظارت دفتر حقوق شهروندی قوه قضاییه بر بند ۲۰۹ رفتارهای فراقانونی و ضرب و شتم زندانیانی که در این بند نگه داری می شوند تا چه حد تحت کنترل قرار گرفته باشد.
سایت خبری ادوارنیوز از ضرب و شتم سه دانشجو توسط مامورین کلانتری در روز سه شنبه خبر داده است. سپهرمند و سمیعی در هنگام دستگیری مقابل دانشگاه علامه نیز از سوی مامورین به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته بودند.
گزارش تصویری ازتظاهرات دانشجویان دردانشگاه علامه برای ازادی دانشجویان بازداشت شده را در ادامه مطلب مشاهده فرمایید .
ادامه مطلب
نوشته شده توسط سید امیر سعیدی در یکشنبه سیزدهم آبان 1386
ساعت موضوع |
لینک ثابت
هشدار جدی هاشمی رفسنجانی درباره تحولات منطقه
|
|
رییس مجلسخبرگان رهبری گفت: فضای منطقه آلوده است، مسوولان و ملت هوشیار باشند و در كمال متانت، شجاعت و تدبیر منافع كشور و مردم را حفظ كنند.
آیت الله اكبر هاشمیرفسنجانی روز پنجشنبه در كنگره امیران، فرماندهان و ۱۴۰۰شهید ارتشی استان مركزی افزود: دشمنان شكست خورده ما بار دیگر به منطقه برگشته وبادایر كردن پایگاه نظامی در اطراف ایران دست به تبلیغ سوء، تهدید و توطئه میزنند.
رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: ما با همه ملاحظات درسنگر هستیم و رهبر معظم انقلاب با چشمان تیزبین خود تحركات دشمنان و اقمار داخلی آنان را زیر نظر دارند.
وی با اشاره به جنگ روانی، تحریم و تبلیغات دشمنان علیه جمهوری اسلامی گفت: آنان به دروغ ایران را به ساخت بمب اتم متهم میكنند در حالیكه با بمب هستهای افراد گناهكار وبی گناه با هم كشته میشوند و ایران اسلامی هرگز از این اسلحه استفاده نخواهد كرد.
باهنر: هاشمی پدیدهای استثنایی است.
نایب رییس مجلس شورای اسلامی با اشاره به هشدارهای مکرر هاشمی رفسنجانی در مورد برگزاری انتخاباتی سالم و رقابتی، گفت: هشدارهایی مثل این را همه مسئولین و بزرگان مملکت میدهند، اما هنگامی که غلظت و تعداد هشدارها بیشتر شود، این سوال به وجود میآید که آیا خبری در این خصوص است و یا اینکه آیا مساله خاصی به ذهن ایشان رسیده است؟
محمدرضا باهنر در گفتوگو با خبرنگار سیاسی آفتاب افزود: ما هشدارها و اینگونه سخنان هاشمی و همه عزیزانی که علاقمند و د لسوز نظام هستند را به فال نیک میگیریم اما به نظر من این هشدارها باید به حدی گفته شود که باعث به وجود آمدن ظن و گمان بد در میان مردم نشود.
دبیرکل جامعه اسلامی مهندسین در خصوص «گلایههای هاشمی در زمان انتخابات ریاست جمهوری و انتقادهای وی از دست کاری نتایج انتخابات» گفت: در کشور ما سیستم رأیگیری و حفاظت از رأی مردم به گونهای طراحی شده است که امکان تقلبهای وسیع و مؤثر را میگیرد و استدلال آنها هم انتخابات دوم خرداد 76 و تیرماه 84 است که ظاهرا دست اندرکاران و مسئولین منتظر چنین نتایجی نبودند اما نتایج انتخابات تعجبآور بود.
وی گفت: در کشور ما تبلیغات سامان یافته غیرممکن است البته این به معنای عدم وجود دست کاری در انتخابات نیست اما این تقلبات آنقدر کوچک است که تأثیری در نتیجه آن ندارد.
باهنر در پاسخ به این سئوال آفتاب مبنی بر اینکه «آیا هاشمی به عنوان رییس مجلس خبرگان میتواند تاثیری بر روند برگزاری انتخابات داشته باشد»؟ گفت: هاشمی منهای ریاست مجلس خبرگان و ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام، هاشمی است. ایشان پدیدهای ویژه و استثنایی هست و خودش قطعا در انتخابات تاثیر دارد اما این مقامها و پستها تاثیر به سزایی ندارد اما هاشمی، هاشمی است و مسئولین باید به تذکرات خیرخواهانه ایشان گردن نهند اما هاشمی هم باید مواظب باشد که کسی از تذکراتش سوء استفاده نکند. |
نوشته شده توسط سید امیر سعیدی در شنبه دوازدهم آبان 1386
ساعت موضوع |
لینک ثابت
خبر «ناگهاني»، «جانگداز» و«دلهره آور» بود، اما...
قيصر امين پور، تنها 48 سال داشت و جوانمرگ شد؛ شکري که چند سال پيش، از جان سالم به در بردن او از زبانمان جاري شد، امروز چون آهي از گلويمان بيرون آمد.فقر و فساد و ريا و نارواييهاي جامعه بدقواره امروزين ما، قيصر را برآشفته و گرد اين ناملايمات بر شعرش سايه افکنده بود. اهل خود را به خواب زدن نبود و چرب و شيرين کوتاه و کم دوام دنيا هم ارضايش نميکرد. اينچنين بود که بهرغم سهم سترگش در ادبيات انقلاب نه سفرهاي برايش پهن کردند و نه سمتي و مسئوليتي پيشکشش.
خبر «ناگهاني»، «جانگداز» و«دلهره آور» بود، اما...
خبر: دکتر قيصر امينپور، شاعر متفکر، متعهد، آزادانديش و وارسته معاصر که اشعارش هم به کار دلنوازان ميآمد و هم درد دل دلسوختگان بود، درگذشت.
چرا ناگهاني؟
قيصر امين پور، متولد دوم ارديبهشت 1338 در دزفول بود و در سال 1376 (ده سال پيش) دکتراي خود را در رشته زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه تهران، با راهنمايي دکتر شفيعي کدکني و معدل 20 گرفت. قيصر تنها 48 سال داشت و جوانمرگ شد؛ شکري که چند سال پيش، از جان سالم به در بردن او از آن سانحه از زبانمان جاري شد، امروز همچون آهي از گلويمان بيرون آمد.

چرا جانگداز؟
قيصر از نوادر اهل فرهنگ بود؛ مؤمن و متعهد و مسئول، اما نه براي نان و نام و خوشامد ديگران که براي حرمت وجدان؛ آزادانديش و نوگرا و مبدع بود، اما نه براي پزهاي روشنفکري و برج عاجنشيني و نقل مجالس دگرانديشان و خارجنشينان؛ مسئول بود و در ازاي نبض تغييرات اجتماعي و احساسي جامعهاي که در آن ميزيست، احساس مسئوليت ميکرد و فرق «مقام» و «مسئول» را ميدانست که اولي ظرف و قالبي است براي انجام مسئوليت و دومي، مظروف و ماهيتي است که همه جا و همه وقت قابليت تحقق دارد.
قيصر هرچند روحي لطيف و قلبي شکسته (به معناي متعالي و مقربانه نه افسرده) داشت و زباني گيرا و قلمي نافذ که ميتوانست آن را متکبرانه در ساحت زيباييشناسي در شعر و ادبيات به هماوردی بزرگان ببرد، ولي متواضعانه چنين نکرد؛ از جنگ و جانبازان و شهداي عزيز ايران گفت و پرواي اخم و تهمت «مذهبي بودن و انقلابي بودن و مردمي بودن» ديگران «مفتخر به لائيسيته و نخبگي» را نداشت که آن مسئوليت دروني او را به چنين شهامتي بيروني دعوت ميکرد. قيصر کلامي قلبي داشت که به قول مرحوم فرديد، نه قالبي بود و نه قلابي. هرچند ميدانست اين روزها بازار انديشههاي قالبي و قلابي همچون کالاهاي اينچنيني سکه است و انديشههاي قلبي در کسادند. سخن و شعرش از جان برميخاست و لاجرم بر جانها مينشست. فقر و فساد و ريا و نارواييهاي جامعه بدقواره امروزين ما، قيصر را برآشفته و گرد اين ناملايمات بر شعرش سايه افکنده بود. اهل خود را به خواب زدن نبود و چرب و شيرين کوتاه و کم دوام دنيا هم ارضايش نميکرد. اينچنين بود که بهرغم سهم سترگش در ادبيات انقلاب نه سفرهاي برايش پهن کردند و نه سمتي و مسئوليتي پيشکشش.
چرا دلهره آور؟
جامعه امروز ايران براي اهل ذوق و فرهنگ و ادب و تعالي، جامعهاي بدقواره و نامبارک و برعکس به کام نوکيسگان و زراندوزان و زهدفروشان است و به قول حافظ، اهل بصيرت طوق زرين همه بر گردن خر ميبينند؛ نه فضيلت ارجي دارد و نه معنويت اجري؛ نه دانش حرمت دارد و نه بينش خلعتي به شمار ميآيد. همه چيز پول و پست و پارتي است؛ همان بتهاي ديرين ابراهيم کش؛ همان قصه تکراري تيغ و طلا و تسبيح رياکارانه؛ همان ائتلاف شوم قارون و فرعون و بلعم باعورا در قالبهاي نوين سر برآورده.
در اين ميان، معدود انسانهايي که هنوز با قلب و احساس و ايمان خود زندگي ميکنند و يک طره از ناز دوست را به دنيا و مافيهايش نميدهند، بهانه زندگي و نفس کشيدن هستند. چرا در احاديث داريم که از دست دادن يک عالم، جبران ناپذير است؟ زيرا اينها بهانه زندگي انساني هستند؛ کساني که گلها براي بوييده شدن توسط آنان ميشکفند و باد براي وزيده شدن بر سيما و اندامشان وزيده ميشود.
حال آيا در اين برهوت احساس و بحبوحه روحخراش، فقدان قيصر و امثالهم چون سيدحسن حسيني، دوست و يار ديرين قيصر دلهره ندارد؟ دلتنگيآور نيست؟ آيا بهانههاي زيستن رو به کاستي است؟ چقدر بايد منتظر نشست تا قيصري ديگر ظهور يابد و با زبان و قلم لطيفش و از آن مهمتر، زندگي وارستهاش، دنياي لهو و لعبگونه سرشار از ناملايمات را تحمل کردني کند؟ به راستي که:
آواز عاشقانه ما در گلو شكست
حق با سكوت بود، صدا در گلو شكست
ديگر دلم هواي سرودن نميكند
تنها بهانه دل ما در گلو شكست

و در پايان به قيصر که امروز روحش پر کشيده، «خسته» نباشيد ميگوييم و با بغض، «لحظههاي کاغذي» را زمزمه ميکنيم:
خستهام از آرزوها، آرزوهاي شعاري
شوق پرواز مجازي، بالهاي استعاري
لحظههاي کاغذي را روز و شب تکرار کردن
خاطرات بايگاني، زندگيهاي اداري
آفتاب زرد و غمگين، پلههاي رو به پايين
سقفهاي سرد و سنگين، آسمانهاي اجاري
با نگاهي سرشکسته، چشمهايي پينه بسته
خسته از درهاي بسته، خسته از چشم انتظاري
صندليهاي خميده، ميزهاي صف کشيده
خندههاي لب پريده، گريههاي اختياري
عصر جدولهاي خالي، پارکهاي اين حوالي
پرسههاي بيخيالي، نيمکتهاي خماري
رونوشت روزها را روي هم سنجاق کردم
شنبههاي بيپناهي، جمعههاي بيقراري
عاقبت پروندهام را با غبار آرزوها
خاک خواهد بست روزي، باد خواهد برد باري
روي ميز خالي من، صفحه باز حوادث
در ستون تسليتها، نامي از ما يادگاري
قيصر عزيز، از امروز بر بال فرشتگان آسوده بياساي و زندگي جديدت را با رشحات الطاف خداوندي آغاز کن.
نوشته شده توسط سید امیر سعیدی در سه شنبه هشتم آبان 1386
ساعت موضوع |
لینک ثابت
خاتمي سرليست احتمالي اعتماد ملي در صورت ورود به انتخابات