تبليغاتX
دلوسه
 

سالروز شهادت بانوي دو عالم حضرت فاطمه (س) تسليت باد

                                  

سالروز شهادت حضرت فاطمه زهرا(س)، بزرگ بانویی که اقدامات وی در دوران کوتاه زندگی، از او الگویی فرهیخته و جاودانه برای زنان عالم ساخت تسليت باد.
با وجود آن‌كه دكتر علي شريعتي، از منتقدان شيوه مرسوم عزاداري‌ها و سوگواري‌ها براي خاندان اهل بيت(ع) به شمار مي‌رود، وي در سخنراني مشهور خود در سالروز شهادت فاطمه زهرا(س)، از گريه مردم بر مصائب اهل بيت(ع) تجليل و تنها آن را نيازمند تكميل مي‌داند كه آن هم به عهده روشنفكران و دانشمندان است.

وي مي‌گويد: هر مذهبي، مكتبي، هر نهضتي يا انقلابي، از دو عنصر تركيب مي‌يابد؛ عقل و عشق. يكي روشنايي است و ديگري حركت. يكي شعور و شناخت مي‌بخشد و به مردم بينايي و آگاهي مي‌دهد و ديگري، نيرو و جوشش و جنبش مي‌آفريند... .

مدينه، مسجد نبوي، درب خانه فاطمه(س)در يك جامعه، در يك نهضت فكري يا مكتب انقلابي، دانشمندان، گروه روشنفكران آگاه و مسئول، كارشان نشان دادن راه و شناساندن مكتب يا مذهب و آگاهي بخشيدن به مردم و مردم، مسئوليتشان روح دادن و نيرو و حركت بخشيدن است... .

اسلام نيز چنين بوده است و بيشتر از هر مذهبي، دين «كتاب» و «جهاد» است و انديشه و عشق. آنچنان كه در قرآن نمي‌توان دانست كه مرز ميان عقل و ايمان كجاست. شهادت را زندگي جاويد مي‌شمارد و به قلم و نوشته سوگند مي‌خورد و در ميان ياران پيامبر، «عابد» و «مجاهد» و «مبلغ» از هم مشخص نيستند.

و تشيع، به ويژه با تاريخ و فرهنگش، تجلي‌گاه عشق و شور و خون و شهادت است و كانون ملتهب و جوشان احساس و در عين حال، يك نوع تفكر و معرفت و فرهنگ علمي و عقلي ويژه و نهضت فكري نيرومند و مشخص؛ «حادثه»اي است در سرگذشت انسان و به نام و نهاد علي، از «علم» و «عشق».

و «حقيقت‌پرستي» چنين مذهبي است كه حقيقت، بي‌پرستش، فلسفه و دانش است و پرستش، بي‌حقيقت، بت‌پرستي يا شهوت!

اشك: شهادت عشق
تشيع در تاريخ، اين چنين زاد و زيست. متفكران و دانشمندانش، مظهر اجتهاد و تعمق و تحقيق و منطق و فرو رفتن در اندرون معاني و شناختن متحول و متكامل مفاهيم اعتقادي و حقايق اسلامي و نگهباني روح و حقيقت و جهت راستين اسلام نخستين در معركه گيج‌كننده و گمراه‌سازنده‌اي كه به نام فلسفه و تصوف و علم و ادب و زهدنمايي و يوناني‌زدگي و شرق‌گرايي در افكار برانگيخته بودند.

و توده مردمش، مظهر وفاداري به حقيقت و اخلاص و عشق و شور و فداكاري و جانبازي در راه علي و ادامه‌دهندگان راه علي، در دوره‌هايي كه زور و شكنجه و قتل‌عام بر زندگي توده حكومت مي‌راند و لبي را كه به نام او باز مي‌شد، مي‌دوختند و خوني را كه با مهر او گرم مي‌شد، مي‌ريختند و از خاندان پيغمبر سخن گفتن، پاداشش در خلافت پيغمبر، پوست كندن و سوزاندن بود.

و اما، امروز نيز توده مردم ما همچنان عشق مي‌ورزند، همچنان دوست مي‌دارند، همچنان به اين خانه وفادارند، و هنوز پس از گذشت قرن‌ها و دگرگوني‌ها و زاد و مرگ ايمان‌ها و عشق‌ها و انديشه‌هاي بسيار، از در اين خانه، به قصري، معبدي، و قبله‌اي ديگر، نرفته‌اند، مي‌بينيم كه همچنان سر بر ديوار خانه فاطمه نهاده‌اند و به درد، مي‌نالند. اين اشك‌ها، هر كدام «كلمه»اي است كه توده‌هاي صميمي و وفادار ما با آن، عشق ديرينه خويش را به ساكنان اين «خانه» بيان مي‌كنند. اين زبان توده است و چه زباني صادقتر و زلالتر و بي‌رياتر از زباني كه كلماتش، نه لفظ است و نه خط، اشك است و هر عبارتش ناله‌اي، ضجه دردي، فرياد عاشقانه شوقي!

مگر چشم از زبان صادقانه‌تر سخن نمي‌گويد؟ مگر نه اشك، زيباترين شعر و بي‌تابترين عشق و گدازانترين ايمان و داغترين اشتياق و تبدارترين احساس و خالصترين «گفتن» و لطيفترين «دوست داشتن» است كه همه، در كوره يك دل، به هم آميخته و ذوب شده‌اند و قطره‌اي گرم شده‌اند، نامش اشك؟!

مي‌بينيم كه توده ما هنوز حرف مي‌زند و حرف خودش را خوب مي‌زند. تعجب نكنيد كه چگونه من دارم از «گريستن» دفاع مي‌كنم، كه شنيده‌ايد ـ و بارها ـ كه از برنامه گريه و روضه انتقاد كرده‌ام.

آري، اين دو سخن با هم متضاد نيستند. «برنامه گريه كردن»، به عنوان يك «كار» و يك «وظيفه» و يك «وسيله» براي رسيدن به «هدفي» و به عنوان يك «اصل» و يك «حكم»، چيز ديگري است و «گريستن»، يعني تجلي طبيعي يك احساس، حالتي جبري و فطري از يك عشق، يك رنج، يك شوق با اندوه، چيز ديگري...

كسي كه عاشق است و از معشوقش دور افتاده و يا عزادار است و مرگ عزيزي قلبش را مي‌سوزاند، مي‌گريد، غمگين است، هرگاه دلش ياد او مي‌كند و زبانش سخن از او مي‌گويد و روحش آتش مي‌گيرد و چهره‌اش برمي‌افروزد، چشمش نيز با او همدردي مي‌كند؛ يعني اشك مي‌ريزد، اشك مي‌جوشد و اين حالات همه نشانه‌هاي لطيف و صريح ايمان عميق و عشق راستين اويند... .

من هم مثل شما به او مي‌نگرم!
گريه‌اي كه تعهد و آگاهي و شناخت محبوب يا فهميدن و حس كردن ايمان را به همراه نداشته باشد، كاري است كه فقط به درد شستشوي چشم از گرد و غبار خيابان مي‌آيد.

فراموش نكنيم كه نخستين كسي كه بر سرگذشت حسين بزرگ گريست، عمر سعد بود و نخستين كسي كه بر اين‌گونه «گريه بر حسين» ملامت كرد، شخص زينب بزرگ!

و بد نيست بدانيد كه نخستين مجلس عزاداري، در دربار يزيد!...

هيچ مذهبي، تاريخي و ملتي چنين خانواده‌اي ندارد؛ «خانواده‌اي كه در آن پدر، علي است و مادر، فاطمه و پسر، حسين و دختر، زينب»؛ همگي در زير يك سقف و در يك عصر و يك خانواده.

و در عين حال، به هيچ خانواده‌اي، از جانب ملتي اين همه عشق و اخلاص و ايمان و شعر و خون نثار نشده است.
ملت ما، بر گرد در و بام خانه فاطمه، يك فرهنگ پديد آورده است؛ از اين خانه يك تاريخ پر از هيجان و حركت و شهامت و فضيلت، بر بستر زمان جاري شده است؛ نهر زلال و حيات‌بخشي كه بر همه نسل‌هاي ملت ما گذشته است و هم‌اكنون نيز در عمق روح و وجدان توده ما جريان دارد.

اين تنها ملتي است كه در زندگي نوع بشر روي خاك، در غم خاندان محبوب خويش و در عزاي قهرمان آزادي و ايمان خويش، در طول تاريخ درازش، همواره غمگين و عزادار مانده است و پايمال كردن فضيلت و محكوميت حقيقت و فاجعه حكومت جنايت و زور را، به رغم گذشت زمان و غلبه هميشگي اين نظام بر تاريخش و سرنوشتش، فراموش نكرده است.

اما اين عشق‌ها همه عقيم مانده‌اند؛ اين اشك‌ها همچون باراني كه بر شوره‌زار ببارد، سبزه‌اي در اين كوير نمي‌روياند و اين همه فداكاري‌ها، سرمايه‌ها، آمادگي‌ها و تجمع‌ها و نيروهاي انساني و وقت‌ها و فرصت‌هاي عزيز نيروبخش هدر مي‌رود.

مقصر كيست؟ دانشمند! كه پا به پاي توده، مسئوليت خويش را انجام نمي‌دهد؛ او بايد به توده، «آگاهي» و «شناخت» و «جهت» مي‌داد و نداد... .
یخته و جاودانه برای زنان عالم ساخت تسليت باد.
 


 

نوشته شده توسط سید امیر سعیدی در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387 ساعت موضوع | لینک ثابت


جزايري به چه كسي سلام رساند؟ + تازه‌ترين عكس شهرام در اوين

 
جزايري در اين ديدار به شخصي سلام رسانده كه رسانه‌ها به جاي نام او از «...» استفاده كردند و او كسي نبود، جز شخصي كه در مرحله نخست و مقطع تجديدنظر، مسئول رسيدگي به پرونده‌اش بود.
 
به گزارش خبرنگار «تابناك»، جزايري در اين ديدار به شخصي سلام رسانده كه رسانه‌ها به جاي نام او از «...» استفاده كردند و او كسي نبود، جز شخصي كه در مرحله نخست و مقطع تجديدنظر، مسئول رسيدگي به پرونده‌اش بود.

پس از اعلام فرار شهرام جزايري در دوم اسفند ماه سال 85، اين شخص ناگهان بركنار شد و به علاوه، از آنجا كه بازجويي از شهرام جزايري و رفت‌وآمد وي زير نظر اين شخص انجام مي‌شد، وي نيز درخصوص موضوع فرار شهرام جزايري تفهيم اتهام شد و پرونده‌اش به دادسراي انتظامي قضات رفت.

به هر روي، در 27 اسفند ماه 85 اعلام شد كه بار ديگر جزايري در يك كشور خارجي دستگير شده، هرچند تاكنون نيز هيچ‌گاه نام اين كشور اعلام نشده است.

وي پس از حدود سه ماه تحويل دستگاه قضائي شد و اين قوه پس از گذشت چندين ماه به صدور قرار مجرميت درخصوص فرار جزايري رضايت داد و سرانجام چند هفته پيش اعلام شد كه سه سال زندان ديگر هم به خاطر فرار، به مجازات وي افزوده شده است.

اين در حالي است چندي بعد كه مقام قضائي بركنارشده در پي اعلام فرار شهرام جزايري تبرئه شد و حتي گويا حكم مشاورت نيز گرفت؛ حكمي كه به اعتقاد كارشناسان با رعايت عدالت و قانون درباره وي صادر شد.

اكنون پرسش اينجاست: چگونه امكان دارد شهرام جزايري در مورد فرار محكوم به زندان شود و مسئول پرونده او در اين خصوص تبرئه شود؟

به نظر مي‌رسد پاسخ به اين پرسش تا حدودي موضوع بحث‌انگيز و پرحاشيه «فرار شهرام جزايري» را روشنتر خواهد نمود.
اخبار مرتبط:


 

نوشته شده توسط سید امیر سعیدی در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387 ساعت موضوع | لینک ثابت


"بیعت" اصلاح طلبان با رضا خاتمی در یکی از باغ های اطراف کرج

این جلسه که در بین خود شرکت کنندگان در آن "بیعت اصلاح طلبان با رضا خاتمی" توصیف شده است، نخستین اقدام قابل توجه اصلاح طلبان بعد از شکست در انتخابات مجلس هشتم و نیز ابراز تمایل عارف برای کاندیداتوری ارزیابی می شود.

عصرایران- گزارش عصرایران از برگزاری جلسه ای خصوصی و غیرعلنی بین تعدادی از اصلاح طلبان و رضا خاتمی و دعوت رسمی از او برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری حکایت دارد.

به گزارش خبرنگار عصرایران در این جلسه که دیروز در یکی از باغ های اطراف کرج برگزار شد ،  حدود 50 نفر از روزنامه نگاران و تعدادی از نمایندگان احزاب اصلاح طلب  با همانگی کریم ارغنده پور گرد هم آمدند تا ضمن اعلام حمایت از کاندیداتوری رضا خاتمی،به صورت رسمی انتخابات ریاست جمهوری را در اردوگاه اصلاح طلبان کلید بزنند.

گفته می شود در این جلسه که زهرا اشراقی همسر رضا خاتمی نیز در آن حضور داشته، برادر کوچک سید محمد خاتمی،  رئیس جمهور سابق، هرگونه تصمیم گیری در رابطه با کاندیداتوری خود را به تصمیم نهایی سید محمد خاتمی برای حضور یا عدم حضور در انتخابات ریاست جمهوری موکول کرده است.

این جلسه که در بین خود شرکت کنندگان در آن "بیعت اصلاح طلبان با رضا خاتمی" توصیف شده است  ، نخستین اقدام قابل توجه اصلاح طلبان بعد از شکست در انتخابات مجلس هشتم و نیز ابراز تمایل عارف برای کاندیداتوری ارزیابی می شود.

رضا خاتمی و زهرا اشراقی در این جلسه  ، برای هرگونه همکاری با جریان اصلاح طلب برای حضور قدرتمند در انتخابات ریاست جمهوری اینده اعلام آمادگی کرده اند و گفته می شود خود رضا خاتمی نیز در پاسخ به خواسته شرکت کنندگان نسبت به نامزدی ریاست جمهوری بی میل نبوده اما سید محمد خاتمی را در این خصوص ارجح دانسته است.

در پایان جلسه نیز شرکت کنندگان با رضا خاتمی عکس یادگاری گرفتند و خاتمی نسبت به مزاح حاضران مبنی بر اینکه با رئیس جمهور آینده عکس می گیریم با لبخند و تائید ضمنی واکنش نشان داده است.
 
لازم به ذکر است ارغنده پور به عنوان مشاور رسانه ای رضا خاتمی مسوولیت ستاد خبری و اطلاع رسانی برنامه های او را بر عهده دارد.
رضا خاتمی در  انتخابات مجلس ششم ، ‌رأی اول تهرانی ها را به خود اختصاص داد .
 


 

نوشته شده توسط سید امیر سعیدی در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387 ساعت موضوع | لینک ثابت


آقای رئیس اگر نمی‌توانید استعفا دهید!

اگر عده‌ای عامل تورم و گرانی هستند و رئیس‌جمهور نمی‌تواند با آنها برخورد کند برای اینکه عملکرد او زیر سوال نرود باید استعفا دهد.

یک اقتصاددان تصریح کرد: «اگر آقای رئیس‌جمهور معتقدند که اشخاص و گروه‌هایی مانع از فعالیت‌ صحیح اقتصادی دولت می‌شوند یا باید آنها را معرفی و با آنان برخورد کند و یا اگر نمی‌تواند استعفا دهد».

دکتر مهدی تقوی در گفتگویی با خبرنگار اقتصادی آفتاب درباره اظهارات رئیس‌جمهوری در مورد وجود باندهای فساد اقتصادی که عامل تورم و گرانی هستند گفت: «اگر عده‌ای عامل تورم و گرانی هستند و رئیس‌جمهور نمی‌تواند با آنها برخورد کند برای اینکه عملکرد او زیر سوال نرود باید استعفا دهد. بهتر بود آقای رئیس‌جمهور از همان ابتدا اعلام می‌کردند که با وجود این شرایط نمی‌توانم ادامه دهم».

وی با بیان اینکه رئیس‌جمهور نماینده مردم است افزود: «آقای احمدی‌نژاد از طرف مردم وکالت دارند که سنگ اندازان را معرفی و با آنها برخورد کند، در غیر اینصورت طرح این مسائل بهانه برای توجیه مشکلات و سیاست‌های نادرست دولت خواهد بود».

عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی تصریح کرد: «اگر من به عنوان استاد دانشگاه احساس کنم در راه انجام وظیفه‌ام از سوی افرادی سنگ‌اندازی می‌شود یا با اشخاص موردنظر برخورد و آنان را معرفی می‌کنم و یا در صورتی که قدرت شناسایی، معرفی و برخورد را نداشته باشم استعفا می‌دهم».

تقوی با بیان اینکه مشکلات اقتصادی در کشور انباشته شده است گفت: «وقتی تورم و گرانی انباشته در جامعه وجود داشته باشد و انگیزه‌ها برای تولید از میان رود این مشکلات اقتصادی در سرازیری جامعه به بهمنی مبدل خواهد شد که همه چیز را از سر راه خود بر می‌دارد». 

استاد اقتصاد دانشگاه علامه افزود: «اگر دولت در زمانی که شیب مشکلات کمتر از حال بود با اتخاذ سیاست‌های مناسب مانع از سرعت گرفت مشکلات می‌شد در واقع می‌توانست از سقوط بهمن اقتصادی جلوگیری کند».

دکتر تقوی تاکید کرد: «در حال حاضر در ایران قیمت کالاهای مختلف رشد می‌کند با اینحال تولیدکنندگان بر تولیدات خود نمی‌افزایند، چرا که انگیزه‌ای برای فعالیت ندارند. در این شرایط نمی‌توان مشکلات را متوجه دستان پنهان در اقتصادی دانست و انتظار کاهش تورم و گرانی را داشت».

وی با بیان اینکه دلالان ثروت تولید شده را از آن خود می‌کنند بی‌آنکه تولیدگر باشند گفت: «در چنین وضعی دولت با اتخاذ سیاست‌های نادرستی چون طرح‌های زودبازده و پرداخت وام برای استخدام یک نفر چگونه می‌تواند مقابل مشکلات ایستادگی کند».

اخبار مرتبط:

انحلال حساب ذخیره ارزی؟!

اقدام دولت در واگذاری وظیفه هیات امنای حساب ذخیره ارزی به كمیسیون اقتصادی خود به معنی انحلال حساب ذخیره ارزی محسوب خواهد شد.


 

نوشته شده توسط سید امیر سعیدی در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387 ساعت موضوع | لینک ثابت


نظر آيت‌الله مهدوي کني درباره سخنان دكتر احمدي‌نژاد

 

                                                                       

امام خميني با آن همه عظمت، بک بار هم چنين سخناني درباره رابطه با امام زمان(عج) و ... مطرح نكردند.

آيت‌الله مهدوي کني امروز در جلسه اخلاق خود که در دانشگاه امام صادق(ع) برگزار شد، در پاسخ به پرسش يکي از دانشجويان كه درباره سخنراني دكتر احمدي‌نژاد از ايشان پرسيد، گفت: اين سخنان را نبايد آقاي احمدي‌نژاد بگويد؛ چون ديد مردم را هم نسبت به امام زمان بد مي‌کند.

به گزارش خبرنگار «تابناك»، دبيركل جامعه روحانيت مبارز پرسيد: اگر مديريت از امام زمان(عج) بود، يعني ايشان نمي‌توانند مافيا را از بين ببرند؟ برنج کيلويي پنج هزار تومان هم از مديريت ايشان است؟
ايشان در پايان گفت: امام خميني با آن همه عظمت، بک بار هم چنين سخناني درباره رابطه با امام زمان(عج) و ... مطرح نكردند.
 
در اين حال، روز گذشته، حجت‌الاسلام و المسلمين دعاگو به ارزيابي و نقد و تحليل نگرش‌هاي فرهنگي به موضوع فرج امام زمان (عج)، انتظار فرج، ادامه حيات و امامت مهدي موعود(عج) پرداخته، گفت: استمرار حيات، امامت و غيبت امام زمان، فرارسيدن فرج و پيروزي، تشکيل حکومت جهاني اسلام به رهبري حضرت مهدي و جايگاه پايداري، رازداري و انتظار پيروزي به عنوان برترين اعمال امت اسلامي از باورهاي قطعي و ترديدناپذير شيعيان در سراسر جهان است. بنا بر اعتقادات مسلم شيعه در دوران غيبت کبري حضرت وليعصر با کسي مواجهه حضوري ندارند و به پيام‌دهي مستقيم به هيچ شخص و شخصيتي نمي‌پردازند.

امام جمعه شميرانات جمهوري اسلامي، جهان اسلام و شيعيان جهان را بهره‌مندان از هدايت غيرمستقيم در دوران غيبت و هدايت و رهبري مستقيم آن حضرت در عصر ظهور توصيف نموده، اظهار داشت: جبهه امام زمان جبهه پيامبر، جبهه خدا، جبهه ارزش‌آفريني و جبهه دفاع از ارزش‌هاست. فقر و فساد و گراني و تبعيض و ناهنجاري فرهنگي، ناهنجارگرايي سياسي و اقتصادي، تنش‌آفريني، ارزش سوزي و دشمن‌سازي، هرگز جبهه خدا، انبيا، اسلام و امام زمان نيست. همه کاستي‌ها، سستي‌ها، کجي‌ها و ناهنجاري‌ها، زشتي‌ها، پليدي‌ها، بدي‌ها و شرارت‌ها و نافرماني‌ها برآمده از جبهه شيطان و دشمنان تمدن و تکامل انسان است كه در حوزه رحمانيت و الوهيت خدا جايگاه، پايگاه و خاستگاه ندارند.

ناطق جمعه شهرستان شميرانات، در پايان نسبت دادن اشتباهات و خطاهاي فرهنگي، سياسي، اقتصادي و اجرايي به آيين مدني و نظام ديني را ناروايي، بيدادگري و جفاکاري خداناسپاسان بي‌فرهنگ تحليل نموده، تأکيد کرد: کساني که در انجام وظايف قانوني و بسترهاي خدمتگزاري با کاستي، سستي و ناهنجاري روبه‌رو مي‌شوند، نبايد براي نجات از هجوم انتقادات در لواي امام زمان سکني گزينند، در نقاب دين به دفاع از خطاهاي سياسي و اقتصادي‌شان بپردازند و کاستي‌هاي برآمده از ناهمسويي با پيام‌هاي ديني را به آيين مدني و نظام ديني نسبت دهند و ارزش‌هاي ديني و اعتماد دينداران به آيين مدني را در مسلخ خطاهاي فرهنگي، سياسي و اقتصادي‌شان قرباني كنند.
اخبار مرتبط:


 

نوشته شده توسط سید امیر سعیدی در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387 ساعت موضوع | لینک ثابت


نامه به آیت الله خامنه ای؛ دکتر محمد ملکی

                                                                                             

                                                                                   

دوشنبه ۱۶م اردیبهشت  ۱۳۸۷

نامه به آیت الله خامنه ای؛ دکتر محمد ملکی

                                                           maleki۳.JPG

باسلام و سپاس از خداوندی که این جرأت و جسارت را در سالی که آنرا سالِ نوآوری و شکوفایی نام نهاده‌اید ‏عطا کرد تا در یادداشتی خطاب به شما که روزهای پیش از انقلاب در سنگر مبارزه با ظلم و استبدادِ قدرت به ‏دستان در کنار هم بودیم و جنابعالی در کسوتِ یک روحانیِ روشنفکر و مبارز برایمان از حکومت عدل علی (ع) ‏و رفتار او با مخالفین می‌گفتید، نکاتی را یادآوری کنم.‏

 

آنروزها می‌گفتید داستانِ زن یهودی را که خلخال از پای او کشیده بودند و می‌گفتید چگونه علی (ع) دستِ برادر ‏نابینایش عقیل را به خاطر سهم بیشتر از دیگران خواستن به آتش نزدیک کرد و ما را بخاطر برپایی چنین ‏حکومتی آمادة هر نوع فداکاری می‌کردید. اکنون در سالِ جدید و پس از گذشت ۳۰ سال از آن روزهای به ‏یادماندنی می‌خواهم سخنی بر نوشته‌ها و گفته‌ها و اعمالِ شما داشته باشم.‏

 

پس از پیروزی انقلاب و تبدیل نظام شاهی به نظامِ اسلامی هر یک به سویی رفتیم، شما مدارج پیشرفت را با ‏عضویت در شورای انقلاب و وکالت مجلس اوّل و ریاست جمهوری و تا امروز رهبری نظام طی کردید و من به ‏عضویت شورای موقت دانشگاهِ تهران انتخاب و پس از بسته شدنِ دانشگاهها به بهانة انقلاب فرهنگی و اسلامی ‏کردنِ دانشگاهها تنها به دلیل پیش‌بینی حوادث آینده دچار گرفتاریها، زندان و شکنجه‌ و بیماریهای گونه‌گونِ باقی ‏مانده از آن دوران شدم. اجازه دهید حالم را برایتان تشریح کنم و بگویم که:‏

 

جای جایِ تنم زخمدار “تعزیر” است ‏

‏ و قلب و کلیه و مثانه جملگی بیمار ‏

و پشت ‌گوژ ز سنگینی و صلابت دار.‏

 

حال بمناسبت بیست و هشتمین سالگرد تعطیلی دانشگاهها و پس از مدتی کلنجار رفتن با خودم که بنویسم یا ‏ننویسم و با پذیرش تمام هزینه‌های آن و با توجه به اینکه سالخوردگی و بیماری ممکن است فرصت را بگیرد و ‏موفق به باز کردن سفرة دل با جنابعالی نگردم، می‌نویسم؛ هرچه باداباد.‏

 

راستی یادمان نرود شما و دیگر روحانیون بارها پیش از پیروزی انقلاب در گوشمان خواندید که “قولوا الحق ولو ‏علی انفسکم” حق را بگویید هر چند به زیان شما باشد. پس می‌گویم و می‌نویسم برای ثبت در تاریخ.‏

 

‏ وقتی حزب جمهوری اسلامی که شما یکی از رهبران آن بودید تصمیم گرفت دانشگاهها را تعطیل کند و ‏گردانندگی اینکار بعهده اقای حسن آیت دبیر سیاسی حزب و دوستِ آقای دکتر بقایی ‏ نهاده شد، ایشان از اواخر ‏سالِ ۱۳۵۸ کار خود را شروع کرد و در جلسه‌ای گفت:‏

 

‏”دانشگاه به این صورتِ فعلی باید تعطیل بشود و برنامه‌های آینده، کارهای علمی در رابطه با مردم و در زمینة ‏ایدئولوژی و اسلامی کردن، این کلیات مسئله است. و مطمئن باشید که نقشه آماده است و اصلاً زیر و رو می‌شود ‏تمامِ مسائل و غیر از مسائلی که شما فکر می‌کنید می‌شود، بعد از ۱۴ خرداد مطلقاً نه امتحانی خواهد شد و نه ‏دانشگاهی باز خواهد بود، دانشگاه تعطیل خواهد شد.”‏

 

طبق برنامة تنظیمی روز سه‌شنبه دوّم اردیبهشت ۱۳۵۹ دانشگاهها توسط عوامل حکومت برای اسلامی کردن ‏اشغال شدند و فردای آن روز (چهارشنبه سوم اردیبهشت) مدیریت دانشگاه تهران که می‌دانست هدف نه اسلامی ‏کردن دانشگاهها که تسلط بر آنهاست و تصفیه عظیم استادان و دانشجویانِ دگراندیش در پیش است، طی یادداشتی ‏اعلام استعفا کرد و نوشت:‏

 

‏”… هنوز چند روز از دعوتِ رئیس‌جمهور از ملت برای وحدت در مقابله با امپریالیسم نگذشته است که ناگهان ‏ظاهراً با یک برنامة بدونِ مطالعه و بی‌آنکه شورای انقلاب و اداره‌کنندگان مملکت با مقاماتِ دانشگاهی از جمله ‏دانشگاه تهران کوچکترین تماسی گرفته و مشورتی کرده باشند تصمیمی گرفتند که مملکت را با سوءاستفادة ‏گروههای ضد انقلاب ازاین فرصت، متشنج کرده و به آتش و خون کشید و بهترین بهانه به آمریکای جهانخوار ‏داد تا بلافاصله از درهم‌ریختگی وضع ایران اظهار خوشحالی کند ‏….”‏

 

و چند روز از این ماجرا و اشغالِ دانشگاهها نگذشته بود که جنابعالی در خطبة نماز جمعه روز ۱۵ اردیبهشت ‏‏۱۳۵۹ خطاب به مدیریت مستعفی دانشگاه تهران فرمودید:‏

 

‏”آقایانی که مسئول دانشگاه بوده‌اند در طولِ این یک سال هر کارِ خلافی در دانشگاه انجام گرفته است. این ملت ‏حق دارد گریبان آنها را بچسبد و از آنها جواب بخواهد. دسته‌جمعی استعفا می‌کنند و گناه را به گردنِ دولت و در ‏حقیقت به گردنِ ملت می‌اندازند. این یک خیانت است، این کار یک خطای بزرگ است. این عمل ضربه زدن به ‏حیثیت این انقلاب است. آقایان مسئولِ این مفسده انگیزی‌های این یک سال دانشگاه هستند باید به این جواب ‏می‌دادند. نباید در مقابل مردم می‌ایستادند، نباید برای جلب چند نفر یا یک قشر یا یک جناح و کسبِ وجاهت و کسب ‏حیثیت و آبرو در مقابل انقلاب و در مقابل شورای انقلاب می‌ایستادند.”‏

 

جناب آقای خامنه‌ای؛ راستی ما در آن یکسال و چند ماه چه کرده بودیم که ملت باید گریبان ما را می‌گرفت و از ما ‏جواب می‌خواست؟ مگر ما بعد از فرمایشات شما در نماز جمعه بارها تقاضا نکردیم در یک مناظره‌ی رودررو با ‏هم بنشینیم و گفتگو کنیم تا مردم به قضاوت بنشینند؟ اصلاً ما در استعفانامه چه گفته بودیم جز اینکه اسلامی کردن ‏دانشگاه و جامعه از طریق خشونت و حمله به دانشگاهها و مراکز اجتماعات و حذف دگراندیش‌ها میسر نیست. ‏مگر ما اعلامِ خطر نکردیم که با بستن دانشگاهها ده‌ها هزار دانشجو را خلع قلم نکنید تا سلاح به دست شوند؟ مگر ‏ما وقایع دهه شصت را که منجر به زندانی شدن و کشتار ده‌ها هزار از بهترین زنان و مردانِ این سرزمین شد ‏یادآوری نکرده بودیم؟ آنها که روزی به ما می‌آموختند که پیامبر و علی و دیگر امامان شیعه با مردم عادی به ‏بحث می‌نشستند و به حرف آنها گوش می‌دادند، چرا حاضر نشدند حتی جواب درخواست‌های ما را برای یک ‏گفتگو بدهند؟ شما بعد از بستن دانشگاهها آنچه خواستید کردید، امّا نتیجه چه شد؟ اجازه دهید جملاتی از جناب ‏مصباح یزدی که یکی از سرشناسترین ایدئولوگ‌ها و استراتژیست‌های رژیم است را در اینجا بیاوریم تا نتیجة ‏حکومتِ اسلامی بعد از حدودِ ۳۰ سال مشخص شود:‏

 

‏”نسلِ آینده در معرض خطر است که نه آداب قدیمی و سنتی و نه ارزش‌های اسلامی بر تربیت آنها حاکم است و ‏با این فرهنگ غربی و تلویزیون و دروسِ دانشگاهی تربیت شدند و در کلاس درس، دانشجویان غیر از بدگویی ‏به نظام و بعضاً به اسلام چیز دیگری یاد نمی‌گیرند. وی افزود باید سعی کنیم این نسل جوان را تقویت کرده و در ‏تربیت دینی آنها نقش داشته باشیم، ایشان افزودند نباید توقع داشته باشیم که اگر فرد یا گروهی برنامة صحیحی ‏ارائه کرد صرفِ امضاء رئیس دولت حتماً اجرا می‌شود که در این صورت باید کشور در چند ماه مانند حکومت ‏امیرالمؤمنین (ع) می‌شد. (ایشان با کمال زرنگی توپ را به زمین شما پرتاب می‌کند و می‌گوید:) دستور مقامِ ‏معظم رهبری بر همه چیز اعتبار و مشروعیت می‌دهد و ما در تصمیم‌گیری‌ها نباید دخالت کنیم و هرچه ایشان ‏امر کنند آن را می‌پذیریم.”‏

 

جناب آقای سیدعلی خامنه‌ای؛ فرمایشات جناب مصباح یزدی در مورد وضع جامعه و دانشگاهها خاطرات حدودِ ‏پنجاه سال قبل را در من زنده کرد. در آن سالها ما نوشته‌ها و گفته‌های شما را با تمام وجود می‌خواندیم و ‏می‌شنیدیم از جمله کتابِ “ادعانامه‌ای علیه تمدنِ غرب و دورنمایی از رسالتِ اسلام” تألیف سیّدقطب با ترجمة ‏سیدعلی خامنه‌ای و سیدهادی خامنه‌ای. این کتاب با مقدمه نسبتاً مفصل و آموزنده‌ای در آذرماه سال ۱۳۴۹ در ‏چاپخانه دقت مشهد به چاپ رسید و منتشر شد. مترجمین، کتاب را به آنانکه از نابسامانیها رنج می‌برند و راهِ ‏نجاتی می‌طلبند اهداء نموده‌اند. در مقدمه‌ای که جنابعالی به آن نوشته‌اید آمده است:‏

 

‏”در این کتاب پس از شمارش مشکلاتِ «تمدن صنعتی غرب» و نشان دادنِ نابسامانیهایی که برای انسان ببار ‏آورده و پس از معرفی انسان و بازگو کردنِ ویژگیهای این موجودِ «یگانه» و «بی‌نظیر»، راهِ حل نهایی در این ‏ابتلاء بزرگ را با نظری دقیق و قلمی شیوا و با اخلاصی هرچه بیشتر ترسیم و تحلیل کرده است”.‏

 

بنظر او ـ و به نظر ما ـ این معجزه در انحصار اسلام است، دیگر راهها جز سرگردانیِ بیشتر، نتیجه‌ای ببار ‏نمی‌آورند و همچنان که خود مولود عجز و ضعف‌اند، جز بر عجز و ضعف آدمی کمکی نمی‌کنند، فقط اسلام است ‏ـ این مکتب الهی ـ که چون زاییده‌ی علم و قدرت و حکمت است می‌تواند انسان را به علم وقدرت و حکمت ‏رهنمون گردد.‏

 

ما نمک‌‌پروردگانِ “اسلام” که یکروز بهترین مرحله‌ی زندگی خود را از آن گرفته‌ایم، معجزة “نظامِ اسلامی” را ‏از نزدیک دیده‌ایم نباید خود را فریب دهیم و به سرابی دل خوش سازیم. بسی نابخردانه است که بجای نسخه‌ی ‏تجربت نموده‌ی خود، باطله‌ی دیگران را بدست گیریم و نیروی خود را اینجا و‌آنجا هرز کنیم.‏

 

اگر آدمی باید در راه آرمانی و هدفِ مقدسی تلاش کند و با این تلاش بزندگی خود معنی و جهت بخشد، همان ‏بهتر که راهِ خدا را که سرانجامِ آن “نقطه‌ی اوج انسانیت” است برگزینند و نظامی اسلامی را که ضامنِ آزادی ‏وبرابری و عزّت و نیکفرجامی است بطلبند و در راهِ آن تلاش کنند. اینست آن تلاش مقدسی که بزندگی جلوه و ‏صفا می‌بخشد و آدمی را لایق عنوانِ “خلیفه‌ی خدا” می‌سازد و بی‌گمان در آخر کار نیز با موفقیت و پیروزی ‏قطعی قرین می‌گردد.‏

‏… بامیدِ آنروز ‏…‏

 

برای بهتر روشن شدنِ ویژگیهای نظامِ اسلامی یا بقول سیّد قطب جامعه‌ی اسلامی مورد نظر شما و سیّد، جملاتی ‏چند از نظرات سیّد قطب را هم در اینجا از متن کتاب که توسط جنابعالی ترجمه شده است می‌آورم:‏

 

‏”صدها کتاب درباره‌ی اسلام، صدها سخنرانی و خطابه در مسجدها و تالارها و میدانها، صدها فیلم تبلیغی و ‏صدها هیئت اعزامی از طرف حوزه‌ها و مراکز تبلیغ اسلام، نمی‌تواند باندازه‌ی یک اجتماع کوچک که در نقطه‌ای ‏دورافتاده بر اساسِ اسلام تشکیل شود و با روش اسلامی زیست کند، مزایای مکتب اسلامی را آشکار سازد و ‏خلاصه، نمایشگرِ زندگی در سایه‌ی اسلام باشد، اثربخش و آموزنده باشد. اینست که از شبح اسلام می‌هراسند و ‏حاضر نیستند به هیچ عنوان وجود تحقق یافته‌ی آن را تحمل کنند”.‏

 

‏”بدون هیچ شک و تردید باید این جامعه، جامعه‌ی اسلامی، تحقق یابد. اگر این آرزو امروز جامعه‌ی عمل نپوشد ‏فردا خواهد پوشید و اگر در این گوشة جهان تحقق نیابد در گوشه‌ای دیگر تحقق خواهد یافت. هیچ دلیل ندارد که ‏در مورد مکان یا زمان این آینده‌ی حتمی، پیشگویی کنیم، چه، مقدرات ما افراد بشر همواره در ورای حجاب ‏غیبت پوشیده است و کسی جز خدا از آن با خبر نیست”.‏

 

‏”در آن روز سر و کارِ اجتماع، با قماش اصیل و پردامنه‌ی «شریعت» است و می‌تواند جامعه‌ای زیب پیکر و ‏ساز اندام خود از آن اختیار کند و خود را از وصله‌بندی و پاره‌دوزی نجات بخشد.”‏

 

جناب آقای خامنه‌ای؛ حدودِ ۲۹ سال است که به ادعای حکومتگران، نظام یا جامعه‌ی اسلامی در ایران تحقق یافته ‏است و شریعت اسلام بر همة امور حاکم است تا آنجا که در اصلِ چهارم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ‏مصوب مجلس خبرگان (۱۳۵۸) آمده است:‏

 

‏”کلیة قوانین و مقرراتِ مدنی، جزائی، مالی، اقتصادی، اداری، فرهنگی، نظامی، سیاسی و غیر اینها باید ‏براساس موازین اسلامی باشد. این اصل بر اطلاق یا عمومِ همه اصولِ قانونِ اساسی و قوانین و مقرراتِ دیگر ‏حاکم است و تشخیص این امر بر عهدة فقهای شورای نگهبان است.”‏

 

و اصلِ پنجم قانونِ اساسی جمهوری اسلامی ایران می‌گوید:‏

 

‏”در زمان غیبت حضرت ولی‌عصر «عجل الله تعالی فرجه» در جمهوری اسلامیِ ایران ولایتِ امر و امامتِ امت ‏برعهدة فقیه عادل و باتقوی، آگاه به زمان، شجاع، مدیر و مدبر است که طبق اصلِ یکصد و هفتم عهده‌دار آن ‏می‌گردد.”‏

 

و با توجه به اینکه پس از تبدیل رژیم شاهی به رژیمِ ولایت فقیه و تأسیس جمهوری اسلامی و تصویب قانون ‏اساسی همه‌ی امور از جمله قوانین و مقررات مدنی، جزائی، مالی، اقتصادی، اداری، فرهنگی، نظامی، سیاسی ‏و سایر قوانین با الهام‌گیری از شریعت اسلام تدوین گردیده و شما ولایت مطلقه نظامِ ولائی را در دست دارید، ‏می‌توان گفت خواست سیّد قطب که آرزو می‌کرد روزی در جایی از جهان جامعة اسلامی تأسیس گردد و شما در ‏مقدمه کتاب ذکر شده آورده‌اید که نظامِ اسلامی تأمین‌کنندة آزادی و برابری و عزت و نیکفرجامی است ‏ به ادعای ‏قدرت‌بدستان عملی گردید.‏

 

حال این سئوالِ اساسی مطرح می‌گردد که آیا نظامِ اسلامی پس از ۲۹ سال که از برپایی آن می‌گذرد به این ‏اهداف رسیده است، و اگر چنین است چرا کسانی مانند مصباح یزدی مراد و مرشد و مرجع اصول‌گرایان ‏‏(بنیادگرایان) از جمله آقای احمدی‌نژاد، می‌گویند:‏

 

‏”نه آداب قدیمی و سنتی و نه ارزشهای اسلامی بر تربیت آنها (نسل آینده‎ (‎حاکم است و با این فرهنگِ غربی و ‏تلویزیون و دروس دانشگاهی تربیت شدند و در کلاسِ درس دانشجویان غیر از بدگویی به نظام و بعضاً به اسلام ‏چیز دیگری یاد نمی‌گیرند.”‏

 

و آقای امامی کاشانی در خطبه‌های نماز جمعه ۶/۲/۸۷ این چنین وضع دانشگاهها را تشریح می‌کنند: ‏

‏”باید مغز و هوش ایرانی که ثابت شده در صف اوّل استعدادهای دنیا است را به منصه ظهور بگذاریم و این ‏وظیفه مدارس و دانشگاه‌ها و جوانان است… ای جوان، دانشگاه و درس را به عیاشی، رفیق‌بازی و شهوت تبدیل ‏نکن.”‏

 

باید از آقایان پرسید شما و همفکرانتان که ایدئولوگ این نظام بودید، در این ۳۰ سال چه می‌کردید که امروز ‏استادانِ منتخب خودتان در دانشگاه‌ها به دانشجویان جز بدگویی به نظام و بعضاً به اسلام و عیاشی، رفیق‌بازی و ‏شهوت چیز دیگری یاد نمی‌دهند؟ و مگر دانشجویانی که بقول شما به نظام و اسلام بد می‌گویند و شهوت‌رانی ‏می‌کنند متولدین پس از انقلاب و پرورش یافته در دامانِ نظام اسلامی ادعایی شما نیستند؟ براستی، چه کسی یا ‏کسانی مسئول به وجود آمدنِ این وضع هستند؟ آقایان یا راست می‌گویند و یا تهمت می‌زنند. اگر راست می‌گویند ‏مسئولِ این نابسامانیها کیست و اگر تهمت می‌زنند، چرا به اتهامِ نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی و توهین به ‏نظام مورد تعقیب قرار نمی‌گیرند؟ این چه عدالت و برابری است که اگر دانشجویان، کارگران، معلمان، زنان و ‏دیگر طبقاتِ دگراندیش نقدی بر حاکمیت بزنند، سروکار آنها با دادگاههای انقلاب و محرومیت از درس و کار و ‏رفتن به زندان و هزاران بلای دیگر است، اما هیچ کس حتی جنابعالی نمی‌گوئید بالای چشم آقایان ابروست.‏

جناب آقای سیدعلی خامنه‌ای؛ بالاخره باید به این سئوال پاسخ داده شود که نظام ما یک نظام اسلامی هست یا نه؟ ‏اگر نیست اعلام کنید تا بیش ازاین مردم همه نابسامانی‌ها را به حساب اسلام نگذارند و فوج فوج از دین خدا ‏خارج نگردند و اگر هست پاسخ دهید در برابر این همه فقر (خوب می‌دانید اقتصاددانهای رژیم می گویند کسانیکه ‏درآمد ماهانه‌ی انها از ۶۰۰ هزار تومان کمتر است زیر خط فقر قرار دارند. از خودم که یک استاد بازنشسته ‏دانشگاه هستم می‌گویم که پس از بیش از ۵۰ سال تدریس و تحقیق طبق آخرین فیش، حقوق دریافتی‌ام کمتر از ‏‏۴۰۰ هزار تومان است [فروردین ۸۷ برابر با ۳۶۲۶۶۹۵ ریال]. حال ببینید دریافتی کارمندان و معلمان و ‏کارگران و دیگر اقشار شاغل و بازنشسته چه مقدار است و آنها باید چگونه زندگی کنند؟)، فساد بی‌حد، اعتیاد، ‏خرافات، تن‌فروشی دختران، خیابان‌گردی بچه‌ها، کارتن‌خوابی، چپاول و دزدی و رشوه‌خواری، ثروتهای کلانِ ‏بادآورده، اختلافِ وحشتناکِ طبقاتی که آمار آنها از سوی مقاماتِ حکومتی منتشر می‌گردد چه کسی مسئول است؟ ‏چرا دولت‌های مورد حمایتِ شما به جای شعارهای توخالی و مردم‌فریب و نخ‌نما شده، حقایق را نمی‌گویند؟ چه ‏شد آن آزادی و برابری و عزت و نیکفرجامی که قرار بود نظامِ اسلامی منادی آن باشد؟ کجاست آن دانشگاههای ‏اسلامی که می‌خواستید الگویی باشد برای دانشگاههای ممالک اسلامی؟ چرا این همه دشمنی با دانشجویان و ‏دانشگاهیان؟ پس از آن همه ستم و کشتار دانشجویان و استادان در دهه شصت چگونه است که هنوز بسیاری از ‏زندانیهای سیاسی ـ عقیدتی را دانشجویان تشکیل می‌دهند؟ اصولاً دانشگاه را برای چه می‌خواهید وقتی می‌شود با ‏نیایش، باران از آسمان نازل کرد، وقتی می‌توان با صلوات، مشکلات را حل کرد (کتاب “صلوات کلید حل ‏مشکلات”، تألیف علی خمسه‌ای قزوینی معروف به حکیم هندی، چاپ هشتاد و دوم، اخیراً به بازار آمده است)، ‏وقتی رئیس‌جمهور مملکت می‌گوید، یک خواهر و برادر جوان در آشپزخانه منزلشان با کماجدان و کفگیر و ملاقه ‏انرژی اتمی تولید کرده‌اند، دیگر دانش و دانشگاه را برای چه می‌خواهید؟

 

جناب آقای سیدعلی خامنه‌ای؛ نمیدانم آنچه در کشور ما می‌گذرد چگونه و تا چه اندازه به اطلاع شما می‌رسد امّا ‏می‌دانم وضع بسیار بدتر از آن است که شما گاه‌گاه در فرمایشات خود به آنها اشاره می‌کنید. احتمالاً افرادِ بیت و ‏دوستان و نزدیکان به شما می‌گویند که اکثریتِ قریب باتفاق مردم طرفدار رژیم هستند. گولِ این حرفها و ‏تظاهراتی که صاحبان زر و زور و تزویر برایتان راه می‌اندازند را نخورید. بیایید برای نجات کشور و ثبت در ‏تاریخ با استفاده از اختیاراتی که قانونِ اساسی طبق بند ۳ از اصل یکصد و دهم به شما داده است، فرمانِ یک ‏همه‌پرسی در مورد نظام ولائی را با تمام شرایط انتخابات آزاد و شفاف صادر فرمایید تا هر کس که شناسنامه ‏ایرانی دارد بتواند در آن شرکت کند و حکومتِ دلخواه خود را بار دیگر پس از گذشت ۳۰ سال همانگونه که در ‏‏۱۲ اردیبهشتِ سال ۵۸ شد انتخاب نماید تا معلوم شود چند درصد مردم طرفدار نظام هستند و برای اینکه ‏‏”دشمنان” ملک و ملت حرف و حدیث نسازند!! از سازمانهای بین‌المللی و حقوقِ بشری دعوت کنید بر آن نظارت ‏نمایند که اگر امروز چنین نکنید، فردا دیر است.‏

 

‎‎منابع‎‎

 

‏۱. به کتابِ زندگینامة سیاسی دکتر مظفر بقایی نوشته‌ی حسین آبادیان صفحه ۲۷۱ (نامه آیت‌ به بقائی) مراجعه شود.‏

‏۲. قسمتی از سخنان آیت در نوار افشا شده در خرداد سال ۵۹‏

‏۳. متن استعفانامة مدیریتِ موقت دانشگاه تهران چهارشنبه ۳ اردیبهشت سال ۱۳۵۹‏

‏۴. فرمایشات جنابعالی در خطبه نماز جمعه ۱۵ اردیبهشت سال ۱۳۵۹‏

‏۵. سخنانِ آقای مصباح یزدی چاپ شده در روزنامة اعتماد ملی صفحه ۲ یکشنبه اوّل اردیبهشت ۱۳۸۷‏

‏۶. مقدمه کتاب ادعانامه‌ای علیه تمدن غرب و دورنمایی از رسالت اسلام نویسنده سیّد قطب ترجمه سیدعلی خامنه‌ای صفحات ۱۴ ‏تا ۱۷‏

‏۷. کتاب فوق صفحات ۲۸۷ تا ۲۸۹‏

‏۸. اصولِ چهارم و پنجم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

‏۹. کتاب ادعانامه‌ای علیه تمدن غرب، مقدمه بقلم سیدعلی خامنه‌ای صفحه ۱۶‏

‏۱۰. فرمایشات آقای مصباح یزدی در روزنامه اعتماد ملی یکشنبه اوّل اردیبهشتِ ۱۳۸۷‏

‏۱۱. فرمایشات آقای امامی کاشانی منتشر شده در روزنامة اعتماد ملی شنبه ۷/۲/۸۷ صفحه۲

برگرفته از سایت خبرنامه امیرکبیر


 

نوشته شده توسط سید امیر سعیدی در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387 ساعت موضوع | لینک ثابت


سخنراني آيت الله كروبي در مراسم اختتاميه ششمين نشست سراسري حزب اعتماد ملي

 
 

 آن‌قدر بدن‌مان آسيب خورده كه اين مسايل براي ما عادي است

دبيركل حزب اعتماد ملي گفت: هنوز براي انتخابات رياست جمهوري تصميمي نگرفته‌ام و آن‌چه نهايتا مورد نظر ما خواهد بود، تصميم حزب است.

آيت الله مهدي كروبي طي سخناني در اختتاميه نشست دو روزه روساي مناطق   حزب اعتماد ملي خطاب به روساي استاني اين حزب اظهار كرد: شرايط سختي داريم و تلاش و كوشش در اين شرايط ارزشمند است. امكانات زيادي نداريم و با هجمه‌هايي كه از گوشه و كنار به ما وارد مي‌آيد، شرايط نامساعدي داريم اما اين زندگي سياسي طبيعي است و آن‌قدر بدن‌مان آسيب خورده كه اين مسايل براي ما عادي است.

وي افزود: ما با دوستان زيادي ارتباط داريم اما بسياري از آن‌ها نمي‌خواهند وارد تشكيلات شوند و احتياط مي‌كنند. بخش اعظم اين نگراني‌ها مربوط به اين است كه صلاحيت‌شان رد شود يا شغل‌شان را از آن‌ها بگيرند . كما اين‌كه افرادي بوده‌اند كه به خاطر نزديكي به حزب، كارشان را از دست داده اند به هر حال بايد تحمل كرد و ما از اين تلاش‌ها تقدير و تشكر مي‌كنيم.
  احساس كردم در دو راهي هستم يا بايد كار سياسي كنم يا كنار بروم
وي خاطرنشان كرد: در شرايط فعلي مهم‌ترين موضوع ما، كار تشيكلاتي و حزبي است، صريح و روشن بگويم؛ وقتي اين كاررا برنامه‌ريزي كردم (تشكيل حزب اعتماد ملي) طبق معمول متعارف، من نبايد اين كار را مي‌كردم اگر زمان اول انقلاب بود و ما هم ميانسال بوديم و رهبران حزب هم شخصيت‌هايي مثل بهشتي و هاشمي بودند وضعيت تفاوت مي‌كرد اما با اوضاعي كه در كشور بود من احساس كردم ناچارم آن‌چه آبرو، پشتوانه و عقبه خودم است متعلق به جمهوري اسلامي است و بايد آن را در اين راه مصرف كنم. بزرگاني هم مكرر به من توصيه كردند كه تو خودت را منحصر به يك حزب نكن؛ زيرا كار حزبي براي شما خطرناك است و ممكن است برخي افراد از حزب شما سوءاستفاده كنند؛ اما من احساس كردم در دو راهي هستم يا بايد كار سياسي كنم يا كنار بروم.
 
كار ما هم كار حزبي و تشكيلاتي است
دبيركل حزب اعتماد ملي يادآورشد: بالاخره من تصميم گرفتم حركت جديدي را شروع كنم، زيرا احساس كردم نسبت به امام(ره)، كشور، شهدا، سابقه خود و حتي نسبت به كساني كه در انتخابات رياست جمهوري به من راي داده‌اند، تعهد دارم؛ لذا حزب اعتماد ملي را تشكيل دادم. كار ما هم كار حزبي و تشكيلاتي است. ممكن است با بسياري افراد ارتباط داشته باشيم، اما آن‌ها نخواهند وارد كار تشكيلاتي و حزبي منسجم شوند. در آن صورت رفاقت ما بر سر جاي خود خواهد بود؛ اما كساني كه داخل حزب هستند بايد ديدشان به حزب باشد و كارها را به صورت حزبي انجام دهند.
اقبال عظيم مردم به ما اصلاح‌طلبان، تبلورش در انتخابات رياست جمهوري آقاي خاتمي بود
وي در ادامه با اشاره به انتخابات رياست جمهوري نهم گفت: اقبال عظيم مردم به ما اصلاح‌طلبان، تبلورش در انتخابات رياست جمهوري آقاي خاتمي بود اما بعد از ايشان آقاي احمد‌ي‌نژاد بر سر كار آمد من اين را ساده نمي‌بينم كه فردي با سابقه انقلابي كه دو دوره رييس مجلس است، داوطلب رياست جمهوري است، اما كسي ديگر راي مي‌آورد كه چندان سابقه‌اي هم ندارد. دبيركل حزب اعتماد ملي با تاكيد بر " اين‌كه در انتخابات رياست جهموري دهم بايد فعاليت‌ها به طور كامل در اختيار حزب باشد" گفت: نمي‌شود جاي ديگر به ما خط بدهند، يادتان باشند كه كار تشكيلاتي آبرو و سرمايه معنوي ماست. تا كار حزبي نشود اگر پيروزي هم نصيب‌مان شود باز وضعيت به همين منوال خواهد بود. البته ما بايد ارتباط تنگاتنگي با ديگر احزاب اصلاح‌طلب داشته باشيم اما قطعا به حزب خود بيش از پيش بايد اهميت دهيم.
 
فعاليت‌مان را رها نمي‌كنيم زيرا انقلاب متعلق به همه است

وي افزود: شاهد خواهيم بود همان قضيه‌اي كه در انتخابات رياست جمهوري نهم اتفاق افتاد با شرايطي دشوارتر تكرار مي‌شود ما اكنون چيزي در اختيار نداريم بايد سخت بايستايم. ممكن است بتوانيم قدرت را به دست بگيريم و ممكن است نتوانيم. من قبل از انتخابات مجلس هشتم گفته بودم كه به هر حال بعد از انتخابات، هم رويش داريم و هم ريزش. به هر حال كار ما يك كار دراز مدت است و بايد يك فكر و انديشه را جا بيندازيم، تا روزي كه جمهوري اسلامي برقرار است و صحبت از راي مردم مي‌شود و مسوولاني هم سركار هستند كه گرچه به آن‌ها اشكال داريم مورد قبول‌مان هستند، فعاليت‌مان را رها نمي‌كنيم زيرا انقلاب متعلق به همه است.

كروبي در ادامه گفت: يك تشكيلات حزبي بايد مستقل تصميم بگيرد البته نبايد اختلافي ميان احزاب اصلاح‌طلب بيافتد دوستي‌هاي‌مان به جا خواهد ماند اما توجه‌مان بايد به حزب و تشكيلات خودمان باشيم نمي‌توانيم وارد كاري شويم كه نمي‌دانيم آخرش چه مي‌شود وارد انتخاباتي نمي‌شويم كه نداديم قرار است چه اتفاقي در آن بيافتد حتما بايد با ديگران هم تعامل داشته باشيم اما نبايد كارتشكيلاتي و حزبي را هم فراموش كنيم

  دبيركل حزب اعتماد ملي همچنين خطاب به اعضا و روساي استاني اين حزب گفت: من اشكال‌ها و ضعف‌ها را مي‌پذيرم، اما واقعيت اين است كه با توجه به موانع و مشكلات بايد به كار و تلاش ديگران اهميت دهيم و كمك كنيم تا به نقطه خوبي برسيم. شما هم بايد بيش از پيش به حزب اهميت دهيد و براي آن وقت بگذاريد.

آيت الله مهدي كروبي طي سخناني در اختتاميه نشست دو روزه روساي مناطق   حزب اعتماد ملي خطاب به روساي استاني اين حزب اظهار كرد: شرايط سختي داريم و تلاش و كوشش در اين شرايط ارزشمند است. امكانات زيادي نداريم و با هجمه‌هايي كه از گوشه و كنار به ما وارد مي‌آيد، شرايط نامساعدي داريم اما اين زندگي سياسي طبيعي است و آن‌قدر بدن‌مان آسيب خورده كه اين مسايل براي ما عادي است.

وي افزود: ما با دوستان زيادي ارتباط داريم اما بسياري از آن‌ها نمي‌خواهند وارد تشكيلات شوند و احتياط مي‌كنند. بخش اعظم اين نگراني‌ها مربوط به اين است كه صلاحيت‌شان رد شود يا شغل‌شان را از آن‌ها بگيرند . كما اين‌كه افرادي بوده‌اند كه به خاطر نزديكي به حزب، كارشان را از دست داده اند به هر حال بايد تحمل كرد و ما از اين تلاش‌ها تقدير و تشكر مي‌كنيم.
سر لشكر جعفري توضيح دهد
همچنين دبير كل حزب اعتماد ملي با اشاره به  سخنان اخير فرمانده كل سپاه مبني برتجديد نظر در ماموريت ها و ساختار داخلي سپاه پاسداران خواستار توضيح فرمانده كل سپاه درباره انگيزه اين تغييرات شد .
وي گفت : " اصل و كليت اين موضوع را قبول داريم كه وظيفه سپاه پاسداران حفاظت از اصل انقلاب اسلامي است اما به نظر مي رسد كه ايشان در صحبت هاي خود بر اين موضوع تاكيد كرده اند كه سپاه تنها نيرويي نظامي نيست و آيا مي توان از صحبت هاي فرمانده محترم سپاه اين چنين برداشت كرد كه سپاه مي تواند در مسائل سياسي چون انتخابات دخالت كند . آيا منظور اين است كه اگر دو نفر در عرصه انتخابات به رقابت با يكديگر مي پردازنند بايد اين نيرو به نفع يك نفر وارد عرصه شود . اين موضوع نگراني هايي را براي من ايجاد كرده است . " وي افزود :‌" بايد در اين باره توضيح داده شود كه منظور از تجديد نظر در ساختار سپاه چيست آيا منظور دخالت دراموري مثل انتخابات است بنابراين بايد در اين مورد توضيح دهيد تا شائبه اي در اين باره ايجاد نشود . "
 
آيا اينكه قيمت مسكن از سال گذشته تا به حال دو برابر شده است و اينكه مردم از تورم و گراني آزار مي بينند به علت مديريت امام زمان (عج) است
سخنان اخير احمدي نژاد در جمع طلاب مشهد كه گفته بود اعتقادم بر اين است كه امام زمان دارد مديريت مي كند نيز مورد انتقاد مهدي كروبي دبيركل حزب اعتمادملي قرار گرفت . كروبي با اشاره به سخنان وي گفت :‌" به نظر من اكنون مسئله اي عقيدتي براي ما ايجاد شده است و اوضاع به گونه اي شده كه رييس جمهور محترم مي فرمايند امام زمان (عج ) كشور را مديريت مي كند واين جاي بسي تعجب دارد . "‌وي تصريح كرد : " هر دولتي كه بر سر كار مي آيد ما از خدا مي خواهيم كه اين دولت موفق شود ولي همواره هر دولتي با مشكلاتي روبه رو است .
" آيت الله كروبي افزود : " امام (ره) داراي خصوصيات و ويژگي هايي اخلاقي خاصي بودند و ايشان به عنوان يك مرجع تقليد و ولي فقيه الگوي همه قرار داشتند ولي امروزه به گونه اي به تعريف خصايص امام (ره ) مي پردازنند جواناني كه ايشان را نديده اند تصور ديگري از خصايص حضرت امام (ره) در ذهنشان ايجاد مي شود . " وي افزود : " امروز نه تنها ديگر درباره حضرت امام (ره) صحبت نمي كنند بلكه اعلام مي كنند كه امام زمان (ره) مديريت مي كند ،‌ و اين در ذهن مردم ايجاد مي شود كه آيا اينكه قيمت مسكن از سال گذشته تا به حال دو برابر شده است و اينكه مردم از تورم و گراني آزار مي بينند به علت مديريت امام زمان (عج) است . خدا بيامرزد پدر آقاي مصباحي مقدم را كه در اين باره موضع گيري كردند و به اعتراض پرداختند .
 
بهتر است مشكلات را به خشكسالي ، به آمريكا و يا دولت هاي پيشين حواله دهيد اين راه منطقي تر وساده تر است
" وي گفت : " ما نبايد مسائل را با يكديگر قاطي كنيم . من زماني كه مدير مجلس بودم يا در بنياد شهيد حضور داشتم و يا اينكه مدير حج بودم همواره دعا مي كردم كه خداوند مرا هدايت كند . بنابراين هر اتفاقي كه بيافتد بر عهده مديريت ماست . " وي با اشاره به سخنراني احمد نژاد در دانشگاه كلمبيا و مواضعي كه در اين مورد گرفته است گفت : "‌ بايد بگويم چند ديپلمات ايراني به خاطر ان موضوع ضمن ابراز تاسف به من گفتند كه آن سخنان باعث تعجب ما شد. با اين همه آقاي رييس جمهور مي گويند كه در ان ماجرا امام زمان (عج ) مسئله را هدايت مي كرد .
"‌ كروبي خطاب به احمدي نژاد همچنين گفت : "‌ بهتر است مشكلات را به خشكسالي ، به آمريكا و يا دولت هاي پيشين حواله دهيد اين راه منطقي تر وساده تر است . " دبير كل حزب اعتمادملي افزود : " با اين اوصافي كه شما از امام زمان (عج ) مي فرماييد عده اي خواهند گفت آقايي كه هنوز نيامده مديريتش اين چنين است بعد هم كه بيايد چه خواهد شد . و اين با اعتقادات ما سازگار نيست مسائل فلسفي و اعتقادي براي برخي از مردم ملموس نيست اما همه آنها وصعيت خراب اقتصادي را كاملا درك مي كنند و هر كس كه بگوييد اوضاع خوب است براي آنها قابل قبول نخواهد بود . 
 
 
گزارش تصویری همایش را در ادامه مطلب مشاهده فرمایید.
 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سید امیر سعیدی در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387 ساعت موضوع | لینک ثابت


اند حکایت افزایش بی سابقه قیمت برنج : ظرف ده روز برنج ۱۸۰۰ تومانی ۴۱۰۰ تومان شد

                                                        افزایش قیمت برنج

نظریه :متاسفانه طی روزهای اخیر افزایش بی رویه قیمت مواجه هستیم و تقریبا این افزایش قیمت برنج به بحث روز مردم تبدیل شده است. من چون فرزند شمالم واز وضعیت  معیشتی کشاورزان و خصوصا تولید کنندگان برنج کاملا باخبرم می دانم که کشاورزان برنج جز رنج ومشکلات طا قت فرسا در این افزایشها نه نقشی دارند نه سهمی بلکه خود از قشر اسیب پذیر و اسیب دیدگان این موضوع یعنی افزایش قیمتها  هستند.حسب وظیفه لازم می دانم در این خصوص قلمی وقدمی بردارم .همانطور که مطلع هستید امسال سالی است که کشاورزان برنج کار با مشکلات کم ابی و خشکسالی دست وپنجه نرم می کنند و برای کشت امسال به سختی مبارزه می کنند . در گزارشها امده بود که بخاطر کم ابی و خشکسالی بسیاری از زمینها تاکنون زیر کشت نرفته است کشاورزان مازندران وگیلان که می توان گفت جزو خدوم ترین وصبور ترین قشر جامعه ایرانی اند برای اینکه هیچ صنفی وتشکیلاتی از انها نمایندگی وحمایت نمی کند هیچ جایی وبرای اعتراض وانتقاد ندارند واصولا در کشور ما هیچ شانی برای اصناف واقشار مختلف  مردم جهت بیان انتقاد و اعتراضاتشان در نظر گرفته نشده است دولت هم  در این جور مواقع بجای حمایت تولید کنندگان اسانترین راه وپر منفعت ترین کار برای دلالان ورانت خواران حرفه ای را انتخاب می کند وبه اسم حمایت از مصرف کنندگان ریشه تولید داخلی را با تیشه واردات بی رویه وبی موقع می زند. چه رسد در اوضاع بحرانی کنونی که دولت برای فرونشاندن اتش گرانی ها با وارادات بی حساب وکتاب وکاهش تعرفه گمرکی این واردات با پول ودرامدهای نفتی اقدام عاجل می فرماید.واین اسانترین راه است که برای کنترل بحران غذا در کشور ما پیدا و عملی می گردد.در اگر وضع به همین منوال پیش برود کشاورزی و خصوصا برنج کاری در معرض نابودی خواهد بود.بیایید برای تولید یکی از استراتژیک ترین محصول دنیا یعنی برنج در کشورمان فکری بکنیم وتمهیدی بیاندیشم تا با هر بادی نلرزد وبا هر بی ابی یا کم ابی کشتزارها تشنه نمانند و اقتصاد کشاورزی وسنتی ما از گردونه اقتصاد ملی خارج نشود.بنظر می رسد کشاورزان هم باید صاحب سندیکا وتشکیلاتی گردند تا در مواقع لزوم بتواند از حقوق و خواسته هایشان دفاع نماید وجلوی اقدامات غیر کارشناسی وتصمیمات نابهنگام و ومقطعی  دولت ومجلس را بگیرد.

اما گزارش وضعیت برنج در کشور :یکی از فعالان بازار برنج که شدیدا از این وضعیت اظهار نارضایتی می کرد گفت: چهارشنبه هفته گذشته مردم به طور بی سابقه ای به مغازه هجوم آوردند و تمام برنج ها از هر نوعی را خریداری کردند که البته برنج به نرخ قبل از عید بود اما وقتی برای تامین برنج به شمال کشور مراجعه کردم به شدت از افزایش قیمت ها متعجب شدم.

قربانی افزود: برنج طارم هاشمی که قبل از عید و تا همین ۱۰ روز قبل هم به قیمت ۱۸۰۰ تا ۱۹۰۰ تومان فروخته می شد،اکنون ۴۱۰۰ تومان معامله می شودو برنج صدری ۱۹۰۰ تومانی هم ۴۲۰۰ تومان شده است.

وی درباره قیمت انواع برنج خارجی هم گفت: برنج محسن و تانیا که هندی هستند قبل از عید زیر ۲۰۰۰ تومان بودند اما الان ما باید ۲۶۰۰ تومان بابت آن پول بدهیم. برنج پاکستانی را هم که ۱۵۵۰ تومان می خریدیم الان ۲۱۰۰ تومان قیمت دارد.

وی ادامه داد: در حال حاضر ارزانترین برنج ایرانی طارم سرگل است که به قیمت هر کیلو ۳۰۰۰ تومان می خریم.

وی در مورد علت افزایش ناگهانی قیمت ها اظهار بی اطلاعی کرد و افزود: بی ثباتی قیمت برنج به شدت بازار ما را آشفته کرده و نمی دانیم تکلیفمان چیست و آیا این افزایش کاذب است و قیمت ها پایین می آید یا اینکه طی روزهای آینده گرانتر از این خواهد شد.

در همین باره یکی از عمده فروشان برنج بازار تهران، علت گران شدن برنج را اطلاع رسانی نابجای صدا و سیما در رابطه با بحران مواد غذایی در برخی کشورهای عمده تولید کننده برنج دانست.

نیری اظهار داشت: انعکاس بحران مواد غذایی در کشورهای تولید کننده عمده برنج مانند هند، تایلند، ترکیه و پاکستان کشاورزان شمال کشور و تاجران و عمده فروشان بزرگ برنج را نگران کرده است زیرا معتقدند وقتی کشورهایی که عمده برنج مصرفی خارجی ما را تامین می کنند خود با بحران تامین غذا مواجه اند بنابراین باید در عرضه برنج به صورت عمده احتیاط کرد.

وی با انتقاد از این رویه صدا و سیما اظهار داشت: به نظر من هیچ لزومی ندارد که صدا و سیما دائما بحران مواد غذایی و گرسنگی را در این کشورها به نمایش بگذارد زیرا بازتاب آن در کشور ما بسیار منفی است.

وی افزود: در حال حاضر کشاورزان شمال کشور به ما برنج عمده نمی دهند و با توجه به فصل پایان برنج شدیدا با کمبود برنج و افزایش قیمت ها مواجه شده ایم ضمن اینکه نمی دانیم با توجه به بحران کم آبی آیا در فصل برداشت برنج این کمبود رفع خواهد شد یا خیر؟

وی در مورد افزایش پلکانی قیمت برنج خارجی هم گفت: برنج مرغوب هندی به صورت عمده قبل از عید ۱۶۳۰ تومان بود که بعد از عید به ۱۷۵۰ تومان رسید اما همین نوع برنج دو هفته قبل ۲۰۰۰ تومان فروخته شد و امروز با قیمت۲۵۰۰ تومان معامله می شود.

وی در پایان با اشاره به گرانی و بی ثباتی در بازار برنج افزود: از مسوولان خواهش می کنیم توجه جدی به این مساله داشته باشند زیرا برنج غذای اصلی هموطنان ایرانی است و ادامه بحران در این بازار علاوه بر آشفتگی در کسب و کار ما، شهروندان را هم با مشکلات زیادی روبه رو می کند.

 

در همین حال برنا خبر داد: با دستور شفاهي رئيس کل گمرک قيمت برنج وارداتي از تني ۳۵۰ به ۱۳۰۰ دلار افزايش يافت.

براساس دستور شفاهي “هاشم رهبري” – رئيس کل گمرک- که روز شنبه ۱۴ ارديبهشت ۸۷ به کليه گمرکات ابلاغ شد، قيمت کليه برنج هاي وارداتي از تني ۳۵۰ به ۱۳۰۰ دلار افزايش يافته و مابه التفاوت اين اختلاف قيمت نيز دريافت و به خزانه واريز شود.

براساس اين دستور کليه واردکنندگان برنج که از ۸ ماه پيش اقدام به واردات اين محصول کرده اند نيز مشمول اين بخشنامه شده و بايد مابه التفاوت قيمت برنج وارداتي را بپردازند.

دستور شفاهي رئيس کل گمرک در حالي به کليه گمرکات ابلاغ شده است که افزايش ۳۵۰ درصدي تعرفه واردات اين کالا تاثير مستقيمي بر روي قيمت تمام شده برنج وارداتي خواهد داشت.

براساس ماده ۱۰ و ۱۱ قانون حقوق گمرکي و ماده ۱۲۱ آئين نامه اجرايي ارزش هر کالا در گمرک بايد توسط دفتر ارزش تعيين شده و توسط معاون گمرک ابلاغ شود اين در حالي است که دستور شفاهي رئيس کل گمرک اساسا در دفتر ارزش تعيين نشده است.

رئيس کل گمرک در حالي اين دستور شفاهي را ابلاغ کرده است که بررسي هاي لازم در خصوص تعيين قيمت برنج وارداتي در بازارهاي جهاني صورت نگرفته است.

اخبار مرتبط :

عضو كميسون كشاورزي: توجيه اقتصادي وارد كردن برنج

سیل واردات برنج به كشور برای کنترل قیمت


 

نوشته شده توسط سید امیر سعیدی در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387 ساعت موضوع | لینک ثابت


سخنرانی یک ماه پیش اقای احمدی نژاد در سفر به مشهد+فایل صوتی

شب گذشته، شبكه اول سيما، اقدام به پخش سخنراني منتشرنشده يك ماه پيش رئيس‌جمهور در جمع طلاب و فضلاي حوزه در مشهد كرد.

به گزارش خبرنگار «تابناک»، رئيس‌جمهور در دو بخش، نخست به بيان برخي مشكلات و توطئه عليه دولت و سپس به موضوع مديريت جهاني پرداخت.

دكتر احمدي‌نژاد در بخش نخست با انتقاد از عملکرد پنج سال آخر دولت پيشين اظهار داشت: پنج سال مسكن ساخته نشد تا نياز نسل جوان به مسكن انباشه شد و به اين دولت رسيد. وي همچنين آماري از تحويل هزاران پروژه ناتمام دولت هشتم به دولت نهم به دست داد و از کليد خوردن بيش از 90 هزار پروژه در دولت کنوني خبر داد.

وي با اشاره به جرياني که عليه دولت توطئه مي‌کند، گفت: رئيس کل اين جريان در جلسه‌اي گفته، هر کاري که اينها بخواهند بکنند، نفت و بانک‌ها در اختيار ماست، زمين مي‌زنيم.
دکتر احمدي‌نژاد در مبحث مبارزه با فساد و جريان‌هاي پشتيبان آنها افزود: يك نخ را كه مي‌كشي، پنجاه صدا درمي‌آيد و هزاران دست از مجرم حمايت مي‌كنند و اجازه اجراي عدالت داده نمي‌شود.

رئيس‌جمهور با بيان اين‌كه دشمنان عدالت هم‌اكنون نيز به قوت صدر اسلام هستند، به بيان مطلبي شبيه روضه حمله سپاه عمر سعد به سيدالشهدا(ع) پرداخت و گفت: نيزه‌انداز نيزه مي‌زند، سنگ‌انداز سنگ مي‌زند و تيرانداز به اين دولت تير مي‌زند.
وي گفت: «دولت در اصلاحات اساسي تنهاست ... اما خدا هست، رهبري هست و ان‌شاءالله پيروزي هم هست» كه در اين مقطع، شماري از طلاب حاضر شعار دادند: «اي حامي عدالت، حمايتت مي‌كنيم».

وي در بخش دوم سخنانش با اشاره به مديريت جهان و نقش امام عصر (عج) گفت: حتي شياطين هم اين موضوع را دريافته‌اند و در عراق هم فارغ از دلايل ظاهري براي حمله نظير برداشت نفت اين كشور، علت حمله آن بود كه آنها آگاه شدند قرار است يك دست الهي بيايد و در يک حرکت جهاني دست اينها را كوتاه كند.

وي با بيان اين‌كه ما هر جا مي‌رويم دست قدرتي را مي‌بينيم، اظهار داشت: چند وقت پيش، يكي از علماي انقلابي و ولايي من را ديد و گفت: مي‌گويند تو ادعا كرده‌اي كه با امام عصر(عج) ارتباط داري. گفتم: من كجا چنين ادعايي كردم؟

رئيس‌جمهور در عين حال با تشريح برخي جزييات سفر خود به نيويورك و سخنراني در دانشگاه كلمبيا و سنگ‌اندازي‌ها براي منصرف شدن وي از سخنراني، همه اين موارد را تحت مديريت امام زمان(عج) توصيف كرد.

وي اظهار داشت: پيش از سخنراني يك نوار هشت دقيقه‌اي به تلفن دانشگاه وصل كرده بودند و دايم فحش عليه جمهوري اسلامي پخش مي‌كرد تا هر كس تماس مي‌گيرد، بشنود و رئيس دانشگاه هم 28 دقيقه بدترين فحش‌ها را نثار ما كرد.كه مؤدبانه ترين آنها را در پايان سخنان خود اظهار كردو گفت:حالا به مزخرفات اين آقا گوش دهيد. اما پس از سخنراني، از دربان سازمان ملل تا ديگر مقامات همه به ما تبريك مي‌گفتند.

وي همچنين با اشاره به سفر خود به كشور فقير بوليوي گفت: جمعيت، شعاري به زبان سرخپوستي در حمايت از ما درست كرده بودند. اين مردم فقير به من گفتند: محكم باشيد، ما با شماييم. هر كس به امام دل بدهد، امام از زبان او حرف مي‌زند و مديريتش مي‌كند.
رئيس‌جمهور گفت: من به آن عالم گفتم، اشكال من اين است كه حرف شما علما روي منبر را باور كرده‌ام.

وي در پايان گفت: من به عنوان ديده‌بان امين به شما بگويم: حركت آخر آغاز شده است. ما بايد داخل ايران را سريع جمع و جور كنيم و به مسئوليت‌هاي جهاني انقلاب بپردازيم.
 
برای دانلود متن این سخنرانی بر روی لینک های زیر کلیک کنید.
 
خبر مرتبط:
سرمقاله اعتماد ملی :سخني با مدعيان جديد


 

نوشته شده توسط سید امیر سعیدی در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387 ساعت موضوع | لینک ثابت


هشدار محسن رضايي درباره شكل‌گيري حجتيه و منافقين جديد

اخيراً در نامه‌اي که براي رهبر معظم انقلاب نوشته ام، ماجراي شهيد غلامحسين را توضيح داده ام که هميشه به نفرات زيرشاخه خود در منصورون مي‌گفت «مواظب گفته‌هاي من باشيد. من چند وقت در ميان اينها (مجاهدين خلق) بوده ام. مبادا تأثير ناخواسته‌اي از آن زمان در من مانده باشد و به شما منتقل شود»

دکتر محسن رضايي در اولين نشست منصورون در سال 1387 بر جمع آوري مؤلفه‌هاي «دانش ضمني» و «معرفت تجربي» منصورون تأکيد و با اظهار نگراني از برخي انحرافهاي احتمالي، افزود: ديگران مرتب انديشه‌هاي تکراري را در قالب توليدات فکري جديد به جامعه منتقل مي‌کنند. اگر يک زمان، خطر انجمن حجتيه را داشتيم، حالا ممکن است يک انجمن حجتيه جديد يا نئو حجتيه شکل بگيرد. اگر در يک زمان خطر منافقين را داشتيم، فردا ممکن است مشکل ديگري از همان جنس با مختصات و شناسنامه ديگري شکل بگيرد.

رضايي با اشاره به نياز جوامع به انديشه‌سازي مداوم، گفت: جامعه ما هم بدون توليد انديشه‌هاي مبنايي جديد، امتداد نخواهد داشت. جامعه اين نياز خودش را برآورده مي‌کند. اگر آب پاک در اختيارش نباشد، به ناچار از هر آبي که در دسترسش باشد، استفاده مي‌کند.

وي در ادامه به تفکر و هويت فرهنگي مذهبي منصورون اشاره کرد و آن را يک موهبت الهي دانست و تأکيد کرد: تفکر و هويت فرهنگي که در اعضاي منصورون شکل گرفت، يک پديده الهي بود. اگرچه تک‌تک ما در دستيابي به اين فضا مؤثر بوديم و شهداي گروه هم بيش از همه ما در اين باره مؤثر بودند ولي نهايتاً اين لطف پروردگار و عنايت حضرت ولي عصر (عج) بود که مايه هدايت يک عده جوان کم سن و سال در کوران انحرافات فکري و فرهنگي شد. چون شدت انحراف‌ها به گونه‌اي بود که بعضي بزرگان ديني و فرهنگي هم سقوط مي‌کردند و نمي‌توانستند راه صحيح را از راه ناصحيح تشخيص دهند.

وي بر ضرورت استفاده از الگوي توليد فکر و هويت اسلامي در منصورون تأکيد کرد و افزود: انديشه‌اي که در کوران انحرافها از يک چنين امتحان بزرگي بيرون آمده است، انديشه ارزشمندي است که مؤلفه‌هاي آن براي انتقال به نسل سوم انقلاب بايد جمع آوري و تبيين شود.

وي افزود: تبيين فکر و هويت منصورون هم از نظر تاريخي و هم از نظر کاربرد امروزي اهميت دارد. فکر و هويت منصورون از طريق آموزش يکطرفه و متون آموزشي تدوين يافته منتقل نمي‌شد بلکه نوعي يادگيري فعال و مشارکتي بود. افراد قرآن و متون مطمئن مذهبي را مي‌خواندند و در حصن‌ها مباحثه مي‌کردند و به اين ترتيب نوعي «دانش ضمني» يا «معرفت تجربي» فردي و جمعي شکل مي‌گرفت.

رضايي تأکيد کرد: اين معرفت تجربي، شاکله و مبنا داشت و اين طور نبود که مجموعه‌اي از گزاره‌ها و آموزه‌هاي نامتجانس بتوانند در کنار هم قرار گيرند.

وي با بيان خاطره‌اي از شهيد غلامحسين صفاتي دزفولي در مورد دغدغه مذهبي براي پيدا کردن راه هدايت و اجتناب از ادبيات سياسي منافقين گفت: اخيراً در نامه‌اي که براي رهبر معظم انقلاب نوشته ام، ماجراي شهيد غلامحسين را توضيح داده ام که هميشه به نفرات زيرشاخه خود در منصورون مي‌گفت «مواظب گفته‌هاي من باشيد. من چند وقت در ميان اينها (مجاهدين خلق) بوده ام. مبادا تأثير ناخواسته‌اي از آن زمان در من مانده باشد و به شما منتقل شود».

وي اظهار داشت: اين صحبت شهيد غلامحسين علاوه بر اين که نمود اوج تقواي سياسي او بود، بيانگر يک رهيافت هويتي به فرهنگ است که مي‌تواند جانشين برخي نگاه‌هاي مرسوم شود و بخشي از مشکلات ما را در حوزه فرهنگ حل کند.

وي با تلاوت آيه شريفه « يتلوا عليهم آياته و يزکيهم و يعلمهم الکتاب و الحکمة»، الگوي هويتي و فرهنگي منصورون را برگرفته از اين آيه دانست و گفت: در الگويي که در منصورون پياده شد، اولاً تعليم از تزکيه جدا نبود و اين دو، دو مقوله جداگانه نبودند. ثانياً جزوه عقيدتي خاصي مبناي آموزش عقيدتي تشکيلاتي نبود. قرآن و متون مطمئن مذهبي خوانده مي‌شد و دوستان با هم مباحثه مي‌کردند و يادگيري در يک فرآيند مشارکتي و تجربي اتفاق مي‌افتاد نه آموزش‌هاي يک طرفه تشکيلاتي، و همين مسأله خطر انحراف را کم مي‌کرد.

رضايي از عواملي همچون انس با قرآن، روزه داري حداقل دو روز در هفته و شب زنده داري به عنوان تضمين‌هاي اخلاقي براي الگوي يادگيري فعال نام برد و تأکيد کرد: البته بسياري از اين کارهاي مذهبي را منافقين هم انجام مي‌دادند ولي چون تشکيلات سلطه زيادي در همه چيز حتي اعتقادات و اخلاقيات آنها داشت، تأثير آن کارها را از بين مي‌برد و انحراف ايجاد مي‌کرد.

وي با اشاره به يکي از انحرافات تشکيلاتي منافقين به نام «انتقاد از خود» گفت: حقيقتاً انتقاد از خود يک پديده وحشتناک در منافقين بود که سلطه عجيبي براي سلسله مراتب تشکيلاتي ايجاد مي‌کرد. ما در گروه منصورون اين نوع خودسازي را نداشتيم. مي‌گفتيم معني ندارد که سلسله مراتب تشکيلات، عضو گروه را مجبور کند به بهانه انتقاد از خود و خودسازي بيايد آبرو و حيثيت خود را جلوي ديگران بريزد.

وي افزود: بدون اين که يک استاد اخلاق برجسته يا يک شخص خاصي به ما بگويد، از اين انحراف جلوگيري کرديم چون به اين نتيجه رسيده بوديم که در خودسازي اسلامي، در عين مراقبت از خود و انتقاد از خود، حريم خصوصي اعضاي گروه بايد حفظ شود و سلسه مرتب تشکيلاتي نبايد روي اعتقادات و اخلاقيات اعضاي گروه تسلط زيادي پيدا کند. در خودسازي تشکيلاتي ضمن اين که نفسانيت‌ها کنترل مي‌شود، نبايد فرديت انسان را که ضامن ارتباط فطري او با پروردگار متعال است، از او گرفته شود.

رضايي در پايان سخنان خود گفت: اگر امکان ارائه يک تبيين تئوريک دقيق از معرفت شناسي منصورون را نداريم، مي‌توان با جمع آوري سيستماتيک مؤلفه‌هاي اين فکر و هويت، چارچوبه‌ها را تا حدي منظم و منتقل کرد تا شيوه‌هاي زندگي کردن، فکر کردن و رفتار کردن منصورون براي نسل سوم انقلاب اسلامي تبيين شود.


 

نوشته شده توسط سید امیر سعیدی در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387 ساعت موضوع | لینک ثابت


اعظم طالقانی: منظور از «نظام» در لایحه جرم سیاسی چیست؟

 

                                             منظور از «نظام» در لایحه جرم سیاسی چیست؟

اعظم طالقانی، دبيركل جامعه زنان انقلاب اسلامی با اشاره به لایحه تعریف مصادیق جرم سیاسی که در قوه قضاییه به تصویب رسیده است، گفت: آیت‌الله هاشمی شاهرودی انصافا در دوره‌ای که ریاست قوه قضاییه را بر عهده داشته‌اند، کارهایی را انجام داده که برای منافع ملی مفید بوده است.

طالقانی در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی آفتاب در این‌باره اضافه کرد: اکنون نیز در پایان دوره دوم ریاست ایشان بر قوه قضاییه، اقدامی در جهت تعریف مصادیق جرم سیاسی صورت گرفته که نفس این اقدام مثبت ارزیابی می‌شود.

مدير مجتمع فرهنگی آيت‌الله طالقانی در ادامه اضافه کرد: البته باید گفت که پیش از این‌ها،‌ در هر دوره‌ای که فرصت بوده،‌ جریانات سیاسی، اپوزیسیون و نمایندگان مجلس به این مسئله پرداخته بودند و تاکید داشتند که باید تعاریف مشخص مفاهیم و تعیین مصداق شود؛ اما هر دوره با موانعی مواجه شدند.

وی تاکید کرد: در این که تعاریف باید مشخص شده و مصادیق باید معلوم شود، شکی نیست؛ چراکه با تعاریف کلی نمی‌توان با موضوع برخورد کرد. اما باید دید مصادیقی که برای آن تعریف ارائه می‌شود، چیست.

طالقانی تصریح کرد: ماده قانونی این لایحه که در آن مصادیق جرم سیاسی تعریف شده است، در روشنی و صراحت مشکلات اساسی دارد. استفاده از عبارات کلی همچون تبلیغ موثر علیه نظام ابهامات بسیاری را به وجود می‌آورد.

وی اضافه کرد: در این لایحه باید واژه نظام تعریف شود و مشخص شود که آیا این کلمه شامل یک فرد یا شخصیت حقوقی و یا جریان حاکم می‌شود یا اینکه نظامی با مشروعیت را دربرمی‌گیرد که اگر رفراندمی برگزار شود، رأی مردم به آن سیستم آری خواهد بود.

دبیر کل جامعه زنان انقلاب اسلامی در ادامه اظهار داشت:‌ در بخشی از این ماده قانونی به راهپیمایی‌های غیرقانونی اشاره شده که بر این خود مخالفت آشکار با اصل 27 قانون اساسی دارد.

وی با اشاره به اینکه "قانون اساسی صراحتا اجتماعات را آزاد و بی‌نیاز از مجوز می‌داند مگر اینکه سلاح در آن حمل شود"، افزود: اینکه در قانون کلی‌گویی کنیم باعث می‌شود هر کس حرفی زد به راحتی بگویند دروغ و نشر اکاذیب است و هر اعتراضی تشویش اذهان عمومی ادعا شود.

اخبار مرتبط :

لایحه جرم سیاسی فضای سیاسی را بسته‌تر می‌کند




 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سید امیر سعیدی در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387 ساعت موضوع | لینک ثابت


ائتلاف اصلاح‏طلبان براي رياست‌جمهوري؟

جلسه مشترك روساي استاني ، اعضاي شوراي سياست گذاري، اعضاي كميته تبليغات و شوراي مركزي ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان برگزار شد.

عبدالله ناصري، سخنگوي ستاد ائتلاف اصلاح طلبان، با اعلام اين خبر در گفت وگو با ايسنا اظهار داشت:« در اين جلسه روساي ستادهاي استاني با بررسي وضعيت انتخابات جمع بندي هاي خود را ارائه دادند و آنچه مورد تاكيد قرارگرفت ائتلاف گسترده به عنوان يك تجربه موفق در ميان اصلاح طلبان بود.»

وي افزود:« در اين جلسه تاكيد همگان بر حفظ ائتلاف بود و اينكه ستاد ها هسته هاي اوليه‌ي خود را در سراسر كشور داشته باشند و كماكان با همين ساختار خود را براي انتخابات رياست جمهوري آينده آماده كنند.»

ناصري در توضيح محتوي مباحث مطرح شده در اين باره در جلسه ستاد اصلاح‌طلبان، افزود:« دوستان در ستاد هاي استاني اشاره داشتند به اينكه براي رياست جمهوري بايد به طور جدي در قالب يك ائتلاف وارد شد، چرا كه اوضاع بسيار حساس و خصوصا آثار و تبعات مشكلات اقتصادي در شهرستان ها و استانهاي كشور محسوس است و فردي بايد بيايد كه بتواند مورد اجماع عمومي واقع شده و قابليت برون رفت از مشكلات را داشته باشد و مشخصا تمام روساي استاني اعضاي ستاد و دبيران كل احزاب بر اين نكته تاكيد داشتند كه نخبگان و بزرگان اصلاح طلبان آقاي خاتمي را براي حضور در انتخابات رياست جمهوري متقاعد كنند.»

ناصري ادامه داد:« آنچه مجدد مورد تاكيد قرار گرفت خوشحالي عمومي روساي ستادهاي استاني بود از اينكه علي رغم محدويت‌ها، مجلسي شكل گرفت كه براي جناح مقابل قابل پيش بيني نبود.»

وي ادامه داد:« همچنين گزارش مبسوطي از وضعيت رخ داده در شهر ايوان در استان ايلام ارائه شد و اظهار تاسف عمومي و تقبيح عملكرد مسوولين بر اين سر حادثه مورد تاكيد قرار گرفت.»

سخنگوي ستاد ائتلاف اصلاح طلبان درخاتمه گفت:« در نشست روز گذشته اصلاح طلبان در تهران ضمن تقبيح اين حادثه، از مسوولين وزرات كشور ، نيروهاي مسلح ، شوراي عالي امنيت ملي و شخص رييس جمهور خواسته شد كه موض