داوود دانش جعفري در مراسم توديع خود، پس از حدود دو سال و نيم همكاري بدون سروصدا با دولت نهم، سكوت 30 ماهه خود را شكست و اين بار با صراحت از زبان يك همراه مشكلات همكاري با دولت نهم را بازگو كرد.
به گزارش خبرنگار «تابناك»، وي با اشاره به ناملايمات دوران وزارت خود، ضمن دفاع از عملكردش به شرح موانع ايجادشده از سوي برخي عوامل در دولت پيش روي اقتصاد كلان كشور پرداخت.
وي افشاگريهاي مهمي عليه معاون صهيونيست وزارت دارايي آمريكا، بازرسي رياست جمهوري، رحيمي(رييس ديوان محاسبات)، جهرمي(وزير كار) و بالاخره شخص احمدينژاد كرد.
دانشجعفري 14سال پيش، زماني كه معاون وزير جهاد سازندگي بود، پس از انتقاد به برخي اقدامات اقتصادي كه از سوي وزير وقت جهاد در دولت سازندگي سر زد، مورد غضب قرار گرفت و بركنار شد.
در جلسه امروز نيز كه در غيبت رييس جمهور و با حضور داوودي، معاون اول او برگزار شد، او ناگفتههاي مهمي را براي ثبت در تاريخ بر ملا كرد. ناگفتههايي كه چه بسا در صورت حضور محمود احمدينژاد در جلسه، بيان نميشد. داوودي نيز ناگزير در يك سخنراني يك ساعته از عملكرد دولت دفاع كرد. همچنين با وجود آن كه رسانهها او را دايي سرپرست تازه وزارت اقتصاد خوانده بودند، هرگونه رابطه فاميلي خود با صمصامي را تكذيب كرد.
متن كامل سخنان دانش جعفري در مراسم توديع وي از وزارت اقتصاد و دارايي را در ذيل ميخوانيد:

«معمول اين نوع جلسات اين است كه آمار عملكرد بدهيم. من به نظرم رسيد اين زحمت روتين را به روابط عمومي بدهيم و يا حداقل من خيلي مختصر در اين رابطه وارد شوم تا اين كه وقت بيشتري براي طرح مسائل مهمتر باشد.
مهمترين ويژگي عملكرد من اين بود كه در دورهاي مسئوليت پذيرفتم كه ناهمواريهاي بسياري براي انجام كار وجود داشت و خيلي از مسائل غير قابل پيش بيني بود:اول ـ نسبت به تجربه گذشته كشور و با آدم هايي كه تجارب خوبي داشتند نظر مثبتي وجود نداشت و حداقل اين بود كه با ابهام به آن نگريسته ميشد. اين در حالي بود كه هنوزم نقشه راه براي آينده مورد نظر نيز آماده نشده بود. بسياري از مفاهيم پذيرفته شده علم اقتصاد در دنياي امروز از قبيل تاثير نقدينگي بر تورم و يا چگونگي تقسيم كار مطلوب بين دولت و مردم زير سال بود. به برنامه چهارم به عنوان سندي لازم التباع نگاه نميشد اين در حالي بود كه هيچ تلاشي براي تغيير آن نيز نميشد.
دوم ـ مسائل جنبي دست چندم كشور كه اصولا اهميت نداشتند در شرايطي، تبديل به مساله دست اول كشور ميشدند. مثل تعيين ساعت كار بانكها كه ماهها ما را به خود مشغول كرد.
در مسائل جاري و اجرايي دستگاههاي وابسته نيز ما همواره شاهد فعاليت گروههاي فشار بوديم كه سعي ميكردند با اطلاع رساني غلط حركت امور را در جهت مورد نظر خود تغيير دهند.
در موارد زيادي پيامكهاي دسته جمعي قبل از رسيدن حكم به ما دريافت ميشد. در حالي كه در موارد زيادي به اقتصاد كشور آسيب ميرساندند.
سوم ـ دولت به دلايل متعدد با حوزه پيراموني خودش دچار مساله ميشد و اين فضاي سنگين بر كار دستگاه هايي مثل وزارت امور اقتصادي و دارايي سايه افكنده بود. مسائلي كه هنوز هم بسياري از آنها حل نشده است.
ـ مشكل با مجلس.
ـ مشكل با مجمع تشخيص مصلحت.
ـ مشكل با اشخاص خاص.
ـ مشكل با روزنامهها.
ـ مشكل با نامزدهاي رقيب در انتخابات قبلي رياست جمهوري.
ـ مشكل با نامزدهاي بالقوه در انتخابات دهم.
- و دهها مساله ديگر كه قابل ذكر نيست.