|
من می نویسم پس هستم
|
|
|
حال که پس از مدتها وقفه در کار نوشتن وبلاگ به دلیل حوادث تلخ روی داده پس از انتخابات اخیر وبخاطر مشکلات شخصی امادگی وتوان وانگیزه ای برای نوشتن نداشتم اینک با عظمی برخاسته از ایمان انقلابی در راهی که کام نهاده ایم قلم را چون اسلحه در دست گرفته و خواسته ها ونظرات م را که از اعمق وجودم می تراود در وبلاگ شخصی ام درج خواهم کرد. در این راه از مطالب ارسالی دوستان خوب سبز اندیش و سرخ زبانم استفاده خواهم کرد و در اغاز نوشته ای از استاد شهید شریعتی مردی که تاریخ همیشه از او بخوبی یاد خواهد کرد هرچند غوغا ئیان از ترویج نام وافکارش هراس دارند می اورم تا نصب العین من وشما باشد.در این راه نیازمند راهنمایی دوستان خوبم خواهم ماند.
دکتر علی شریعتی انسانها را به چهار دسته عمده تقسیم کرده است:
آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم نیستند ( عمده آدمها . حضورشان مبتنی به فیزیک است . تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم میشوند . بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.
آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هم نیستند ( مردگانی متحرک در جهان . خود فروختگانی که هویتشان را به ازای چیزی فانی واگذاشته اند . بی شخصیت اند و بی اعتبار . هرگز به چشم نمی آیند . مرده و زنده اشان یکی است.
آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم هستند ( آدمهای معتبر و با شخصیت . کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را می گذارند . کسانی که همواره به خاطر ما می مانند . دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم.
آنانی که وقتی هستند نیستند و وقتی که نیستند هستند ( شگفت انگیز ترین آدمها . در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه اند که ما نمیتوانیم حضورشان را دریابیم . اما وقتی که از پیش ما میروند نرم نرم آهسته آهسته درک میکنیم . باز می شناسیم . می فهمیم که آنان چه بودند . چه می گفتند و چه می خواستند . ما همیشه عاشق این آدمها هستیم. هزار حرف داریم برایشان . اما وقتی در برابرشان قرار می گیریم، قفل بر زبانمان می زنند . اختیار از ما سلب میشود . سکوت می کنیم و غرقه در حضور آنان مست می شویم . و درست در زمانی که می روند یادمان می آید که چه حرفها داشتیم و نگفتیم . شاید تعداد اینها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.
|
|
سه شنبه بیست و یکم مهر 1388
|
|
|
|
| |